شنبه, ۰۷ ربیع الاول ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۵/۰۸/۳۰م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

مشکل اصلی در فعالیت حزب‌التحریر نه؛ بلکه در قوانین افغانستان است

معاون اول رئیس جمهوری افغانستان، گفته است: «حزب تحریر ثبت وزارت عدلیه نیست. پس این حزب حق تجمع و تبلیغ را تا زمانی که ثبت و راجستر نشده است، ندارد.» همچنان وی اظهار نموده که حزب‌التحریر را دولت افغانستان به رسمیت نمی‌شناسد و هر نوع فعالیت از نشانی این گروه غیرقانونی بوده و بزودی پالیسی چگونگی برخورد با فعالین این حزب به بحث گرفته خواهد شد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان در پیوند به این گفته‌ها نکات ذیل را قابل ذکر می‌داند:

دولت افغانستان برای ثبت احزاب در وزارت عدلیه پذیرش «قانون اساسی» و «قانون احزاب» را اساس گذاشته است. این قوانین هم با واقعیت سازگار نبوده و هم مملو از تناقضات صریح با احکام دین مبین اسلام می‌باشد. علاوه بر آن، در قوانین نافذه، محدود بودن احزاب به مرزهای افغانستان نیز شرط گذاشته شده است. در حالی‌که اسلام، امت مسلمه را امت واحد و مؤمنین را برادران همدیگر خطاب نموده و نیز وحدت امت را در چارچوب دولت خلافت بالای مسلمانان واجب ساخته است. بناء محدود ساختن دعوت به وحدت مسلمانان و اقامه‌ی اسلام در چارچوب مرزهای استعماری فعلی ممکن نبوده و این مسئله ثبت و راجستر شدن حزب را ناممکن ساخته است.

درحالی‌که بسیاری از احزاب و نهادهای دموکراتیک تمام مواردی را که به حیث موانع قانونی برای راجستر شدن حزب‌التحریر قرار دارد، آن را یکی پی دیگر نقض کرده، اما هرگز علیه آن‌ها چنین اظهار نظر صورت نگرفته است. به گونه مثال؛ در قانون آمده که گروه‌ها نباید منابع بیرونی داشته باشند، یا این‌که احزاب نمی‌توانند فرامرزی باشند، حالانکه در افغانستان احزاب سیاسی و نهاد‌های مدنی وجود دارند که منظم با نهادهای فرامرزی غربی در تماس بوده، از آنان دستور گرفته به آنان گزارش‌ده بوده و هم توسط آن‌ها تمویل و هدایت می‌گردند.

دولت و مردم افغانستان باید بدانند که هیچ فعالیت حزب‌التحریر در تناقض با اسلام عزیز قرار ندارد. این مشکل قوانین افغانستان است که براساس استنباط و تقنین شرعی استوار نبوده، که طی آن فعالیت احزاب اسلامی به مشکل مواجه شده و برعکس احزاب دموکراتیک و خلاف عقیده مردم افغانستان آزادانه می‌توانند تحت چتر آن فعالیت داشته باشند. پس راه حل این است که دولت افغانستان اساس قوانین خود را به جای دموکراسی مطلقاً بر اساس اسلام تغییر دهد و تمام واقعیت‌های موجود به شمول فعالیت احزاب را تنها بر اساس منابع اسلام (قران، سنت، اجماع اصحاب و قیاس) توسط اجتهاد شرعی معالجه نماید. هرچند این امر در دموکراسی‌ها و نظام‌های دولت ـ ملت ناممکن به نظر می‌رسد. یا هم مانند بعضی کشورها برای فعالیت احزاب سیاسی تنها علم و خبر به وزارت عدلیه را کافی بداند، دران صورت حزب خود را راجستر نموده و دارای دفاتر رسمی و آشکار خواهد بود. این مورد در تعدادی از کشورها وجود داشته و حزب خود را ثبت نموده است. ناگفته نباید گذاشت عدم ثبت احزاب در تاریخ افغانستان نیز بی‌پیشینه نیست، چنان‌چه احزاب جهادی در زمان جهاد علیه شوروی از رژیم وقت کمونیستی جواز فعالیت نگرفته بودند، چون فعالیت آن‌ها ریشه در اسلام داشت و به گرفتن جواز و ثبت نیاز نداشتند.

یک‌بار دیگر تذکر می‌دهیم که حزب‌التحریر یک حزب سیاسی اسلامی است که به شکل جهانی کار نموده و یکجا با امت برای بازگردانیدن خلافت و حاکمیت دین الله سبحانه‌وتعالی مبارزه می‌کند. روش فعالیت حزب‌التحریر فکری و سیاسی بوده و متوسل شدن به هر نوع فعالیت دموکراتیک، مادی و خشونت‌آمیز را در طریقه مبارزه خود ردّ می‌کند. حزب‌التحریر در پاسخ به این قول الله سبحانه‌وتعالی تأسیس گردیده است:

﴿وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ

[آل عمران: ١٠٤]

ترجمه: باید از میان شما، جمعی دعوت به خیر (همه اسلام) و امر به معروف و نهی از منکر کنند!

پس نهایتاً حزب‌التحریر مشروعیت خود را از این حکم الله سبحانه‌وتعالی گرفته است، چون مبارزه برای اقامه اسلام و برپایی دولت خلافت، حکمی از احکام الله است که بالای همه مسلمانان فرض بوده و کار و فعالیت برای آن، نیاز به اجازه از قوانین دولت‌های جمهوری و سیکولار ندارد. همچنان حزب یک گروه «مجهول» نبوده، بلکه بیشتر از شش دهه تجربه‌ی مبارزه داشته و در ۶۰ کشور جهان فعالیت فکری و سیاسی دارد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

 (ترجمه)

به جواب ولید علمی

پرسش

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

 در مورد قاعدۀ "أخف الضررين" یا "أهون الشرين" نزدم سوالی است، دو قاعده‌ای که شماری از دعوت‌گران و حرکات اسلامی برای اثبات مشارکت در انتخابات پارلمانی و یا ریاستی به این قاعده استناد می‌کنند؛ آیا این دو قاعده از قواعد شرعی هستند؟ آیا بعضی فقهاء قائِل به این دو قاعده من‌حیث قاعدۀ شرعی هستند؟ دلائل این علماء و جواب‌شان چیست؟ الله‌سبحانه وتعالی در عمر شما برکت دهد.

پاسخ

وعلیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

نسبت به این قاعده ما قبلاً به تاریخ ۲۹اگست ۲۰۱۰ م جواب داده بودیم و اینک‌ آنچه در آن جواب ذکره شده بود را برایت نقل می‌کنم: «قاعدۀ "أهون الشرَّين"  یا " أخف الضررين". این قاعده در نزد تعدادی از فقهاء به عنوان قاعدۀ شرعی محسوب می‌گردد، اما این قاعده در نزد علمایی‌که این قاعده را به عنوان قاعده شرعی اعتبار می‌دهند، آن‌را به یک معنی می‌گیرند و او این‌که برای شخص جواز دارد تا به یکی از دو عمل حرام اقدام کند که حرمت آن کم‌تر و شخص مکلف راهی برای ترک هر دو عمل ندارد و ترک هردو عمل حرام برایش ممکن نمی‌باشد؛ زیرا این عمل از توانش به تمام معنی خارج است. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا﴾ ]بقره:286[

ترجمه: اللَّهَ (سبحانه وتعالی) هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند.

و هم‌چنان او سبحانه و تعالی فرموده است:

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾ ]تغابن: 16[

ترجمه: از اللَّهَ (سبحانه وتعالی) پرواکنید هر قدر که می‌توانید.

 یعنی این قاعده در نزد آن عده از علمایی‌که بر صحت آن باورمند هستند، زمانی این قاعده را اعتبار می‌دهند که شخص، مجبور بر انجام یکی از دو حرام بوده و راهی برای ترک هردو حرام نداشته باشد؛ به گونه‌ای که هیچ راهی جز این‌که یکی از این دو حرام را باید انجام دهد، نزد آن موجود نباشد؛ پس در این‌صورت است که قاعده "اخف الضررین" اعتبار داده می‌شود و این دسته از علماء قاعدۀ " اخف الضررین" را مطابق بر هوای نفس‌شان تعیین نمی‌کنند؛ بلکه مطابق به احکام شرعی تعیین می‌کنند. مثلاً حفظ جان دو شخص مهم‌تر از حفظ جان یک شخص و حفظ جان دو شخص مهم‌تر از حفظ جان یک شخص و حفظ جان یک شخص مهم‌تر از حفظ مال است. به همین ترتیب حفظ دار‌اسلام که در داخل حفظ دین بوده مقدم‌تر از حفظ جان و مال است و هم‌چنان جهاد و امامت‌کبراء در حفظ دین داخل بوده و مقدم‌ترین ضرورت‌ها می‌باشند. شاطبی در موافقات گفته است: "جان‌ها محترم و محفوظ بوده، لازم است که زنده بمانند، طوری‌که اگر انتخات بین زنده ماندن شخص و اتلاف مال قرار به میان آمد و انتخاب بین اتلاف مال و زنده نگهداشتن نفس قرار گرفت؛ زنده نگهداشتن جان مقدم‌ است."

از جمله مثال‌های که این دسته از علماء در خصوص تطبیق این قاعده ذکر کرده اند این است: وقتی ولادت برای مادر دشوار شد چنان‌که نجات مادر و جنین هردو ممکن نبود و مسئله نیاز داشت که باید اقدام سریع گرفته شود و در این‌صورت یا نجات جان مادر که مرگ‌جنین را در پی داشت و یا نجات جنین که مرگ مادر را در پی داشت، متصور بود و طوری به نظر می‌رسید که اگر به همان حالت باقی گذاشته شود، به مرگ هردو منجر می‌شود، در چنین حالتی به قاعدۀ " اهون الشرین"  و یا " اخف المفسدتین" رجوع شود؛ یعنی‌ در این حالت است که نجات جان مادر انتخاب می‌گردد؛ گرچه در این‌عمل، قتل نفس دیگری -که همانا جنین است- نهفته می‌باشد.

مثال دیگر این‌است که شخصی در حضور شخص دیگری مورد تعرض شخص سومی قرار گرفت و چنان به نظر می‌رسید که شاید شخص تهدید کننده آن را غرق کند، به قتل برساند و یا جرح بزرگی در بدنش وارد کند و یا بر زنی تجاوز کند؛ در حالی‌که شخص حاضر توان نهی و جلوگیری این منکر را داشت، اما با این تفاوت که اگر مشغول نهی و بازداشتن این کارگردد، نماز فرض‌اش فوت می‌شود؛ یعنی اگر مشغول جلوگیری از این عمل منکر شود، نمازش فوت می‌شود و یا این‌که اگر مشغول نماز شود، این حرام انجام می‌شود؛ اما وقت گنجایش این را نداشت که هردو واجب را اداء کند، در چنین‌حالتی این قاعده تطبیق شده، ولی موازنه و معیار سنجی از طرف شریعت می‌شود و شریعت مشخص می‌کند که کدام یک از این دو حرام بزرگ‌تر است؛ اگر امکان انجام هردو واجب بود باید هردو واجب انجام شود.

مثال‌های دیگری نیز وجود دارد که امام غزالی و عزالدین بن عبدالسلام رحمت‌الله علیه ذکر کرده اند که از این مثال‌ها به خوبی چگونگی اعمال وانجام دادن قاعدۀ "اهون الشرین" مشخص و هم‌چنان از این مثال‌ها موازنه‌ی احکام ظاهر می‌گردد. عزالدین در کتاب‌اش تحت نام "قواعد الاحکام فی مصالح الانام" گفته است: "وقتی مفاسد مطلق جمع شدند تا جای‌که ممکن باشد، باید دفع شوند؛ اگر دفع همه‌ی مفاسد متعذر بود، فاسدتر را دفع می‌کنیم و سپس فاسدتر و به ترتیب." هم‌چنان مثال‌هایی در این زمینه ذکر نموده و گفته است: (اگر شخص تحت اکراه قرار گرفت تا مسلمانی را به قتل برساند چنان‌که اگر شخص از قتل آن مسلمان خودداری کند، خودش به قتل می‌رسد؛ پس لازم است که بر قتل خودش صبر کند؛ زیرا مفسده قتل خودش کم‌تر از قتل دیگری است). این مثال واضحی است بر این‌که اختیار "اخف مفسدتین" و حرامین چی معنی دارد؟ زیرا در این‌جا هیچ راهی برایش جز انتخاب یک گزینه وجود ندارد؛ اگر منع هردو مفسده برایش ممکن باشد، باید هردو را انجام دهد.

هم‌چنان در مثال دیگری گفته است: (اگر شخص تهدید به مرگ شد و بالایش اکراه صورت گرفت تا شهادت زور و دروغ بگوید و یا حکم باطلی صادر کند؛ اگر در پی شهادت شخص مکره و یا حکم آن، قتل، قطع یکی از اعضاء و یا تجاوز بر ملک بضعۀ حرامی متصور بود، شهادت و حکم آن شخص جائِز نمی‌باشد؛ زیرا تسلیم شدن بر قتل بهتر از آن است که سبب قتل مسلمان بی‌گناهی دیگری و یا باعث قطع عضو بدن شخص دیگری گردد و یا این‌که بعض حرام را مرتکب شود، یعنی وقتی شخص مکره قرار گرفت تا شخص دیگری را به قتل برساند و یا شهادت بدهد که باعث قتل آن و یا قطع عضو آن گردد و یا مکره قرار گرفت تا بر ناموسی کسی تجاوز کند؛ پس در این حالات جائِز نیست که شخص مکره شهادت دهد؛ بلکه بر قتل خودش صبر کند؛ زیرا تسلیم شدن و تن‌دادن به قتل خودش بهتر از آن‌است که دیگری را به قتل برساند.

یعنی واقعیت و حالتی‌که شخص به قاعدۀ "اخف الحرامین"  و یا "اخف المفسدتین" رجوع کند، واقعیت و حالتی است که شخص از پرهیز کردن یکی از دو حرام و یا تمام حرام‌ها عاجز باشد.

این‌ها مثال‌هایی بر تطبیق قاعدۀ "اخف الضررین" مطابق به آنچه علماء ذکر کرده اند، بود. علمای‌که این قاعده را من‌حیث قاعده‌ی شرعی می‌گیرند؛ اما موارد تطبیق این قاعده مثال‌های نیستند که شیوخ درباری می‌آورند، شیوخ درباری‌که می‌خواهند مسلمانان را از احکام شرعی به انحراف کشیده و به گمراهی و باطل سوق دهند. آن‌های‌که این قاعده را برای انجام این حرام و ترک‌آن ‌حرام استعمال می‌کنند و استدلال می‌نمایند ‌که اگر چنین نکنند یا به زندان می‌افتند و یا طرد از وظیفه می‌شوند، این قاعده در چنین مواردی مصداق ندارد.

هم‌چنان آنانی‌که می‌گویند با وصف این‌که شرکت کردن در حکومت کفری حرام است، شرکت می‌کنیم تا تمامی منصب‌ها به دست فاسقان نیفتد، یقیناً که ترک حکم شرعی برای‌شان حرام بزرگ‌تر بوده و این استدلال در این زمینه مصداق تطبیق این قاعده را نداشته؛ بلکه مانند این است که شخص بگوید من می‌فروشی و یا ساقی‌خانه‌ای باز می‌کنم تا منافع مادی به دست آورم؛ چون اگر این کار را نکنم، کافری این ساقی‌خانه را باز نموده و منافع مادی را به دست می‌آورد.

هم‌چنان از جمله‌ی موارد مصداق این قاعده این نیست که بر شخص دو امر حرام پیشنهاد شده و او یکی از آن دو، یعنی به خفیف‌تر آن مراجعه کند در حالی‌که قادر به خود داری از هردو می‌باشد مثلاً شخصی‌که می‌گوید فلانی را انتخاب کنید گرچه سکولر کافر و فاسقی است و یا بگوید فلانی را تائید کنید نه آن یکی دیگر را؛ زیرا شخص اولی ما را هم‌کاری می‌کند؛ ولی دومی هم‌کاری نمی‌کند. یا مانند این مثال‌ها؛ بلکه چیزی‌که گفته شود در این خصوص این‌است که در برابر دو امر حرام قرار گرفتیم؛ پس انتخاب سکولر، وکیل ساختن آن و هم‌چنان نائِب قرار دادن‌اش برای تطبیق و نمایند‌گی کردن از نظر مسلمانان جائِز نیست؛ زیرا آن شخص به اسلام التزام نداشته و دیگر این‌که آن‌شخص به اعمالی حرامی مبادرت می‌ورزد که انجام آن برای موکل آن جائِز نمی‌باشد، مانند قانون‌گذاری، تصدیق قوانین حرام و مانند خواست حرام و قبول کردن حرام و به صورت کل، او نهی از معروف و امر به منکر می‌کند، بناءً انتخاب هیچ کدامی از این‌ها جائِز نبوده زیرا انتخاب این و یا آن حرام بوده و ترک انتخاب هردو در وسع و توان شخص می‌باشد.

هم‌چنان از جمله موارد تطبیق قاعدۀ "اخف الضررین" این‌نیست که مسلمان بر دو عمل حرام مواجه گردیده، در حالی‌که قادر به امتناع از هردو مورد است؛ ولی شخص به خاطر بر آورده کردن هوای نفس خود به اخف یکی از دو امر حرام روی می‌آورد و طوری خود را قناعت می‌دهد که خود داری‌اش از یکی از دو امر دشوار می‌باشد، در حالی‌که خود داری از تمام محرمات تا زمانی‌که برای انسان مقدور باشد مطابق به احکام شرعی واجب است. این مختصری از موضوع "اخف الضررین" و "اهون الشرین" بود که بیان شد.» پایان

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

اسلام قانونی‌ست که از فراز آسمان‌ها برای تطبیق در کرۀ گیتی فروفرستاده شده؛ تطبیق آن بدون دولت خلافت معطل قرار گرفته است؛ از این‌رو، مسلمانان باید وجیبۀ خود را جدی بگیرند و به احیای آن مبادرت ورزند!

(ترجمه)

رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: « الْإِسْلَامِ يَعْلُو، وَلَا يُعْلَى» ترجمه: اسلام برتر از همه چیز است و هیچ چیزی برتر از آن نیست (الدارقطنی). به مدت صد سال هجری، از زمان انهدام خلافت بدین‌سو -جای‌گزینی آن با دولت‌های تطبیق کنندۀ قوانین بشری- ایدیولوژی والای اسلام دیگر در هیچ جایی از این گیتی تطبیق نشد و نمی‌گردد. اسلام به عنوان یک نظام حکومت‌داری در برای کل جهان در هر عصر و زمان نازل شده است. اسلام مسئولیت رهبری بشریت را به دوش مسلمانان گذاشته و عدالت را تا آخرین روز حاکمیت اسلام برقرار کرده است. برای ما جایز نیست مسئولیتی را که الله سبحانه‌وتعالی بر دوش ما گذاشته، کنار بگذاریم. برای ما جایز نیست که تسلیم ایدیولوژی فاسد غربی شویم که هر بعد زندگی را در سراسر جهان از اقتصادی گرفته تا سیاسی، خانوادگی، اخلاقی یا اجتماعی به نابودی کشانده است. بناءً آیا نباید مسئولیت خود را عهده‌دار شویم تا بشر را از ظلمت کفر به نور اسلام جهت دهیم؟

پس از انهدام خلافت؛ علماء، مهندسان/انجنیران، دکتوران/پزشکان و جوانان به جای تلاش برای احیای آن به مدارس، ادارات، درمان‌گاه‌ها و کتاب‌خانه‌ها خود را مشغول کردند. این همان مشغولیتی بود که زمینه را برای گشت‌وگذار آزاد استعمارگران فرانسوی، انگلیسی، آمریکایی و روسی در اماکن مسلمانان مساعد ساخت. مسلمانان وجیبۀ خود را که همانا امر به معروف و نهی از منکر بود، فراموش کردند و دستان ناپاک هر ظالم و مستبد را محکم گرفته و حاکمیت‌شان را بالای خود پذیرفتند. مزدوران استعمارگران اقتدار امت را به دست گرفتند؛ اقتداری‌که از سوی الله سبحانه‌وتعالی برای مسلمانان جهت تعیین حاکم خود مشروط بر عدم نقض اسلام داده شد. پس از انهدام خلافت اسلامی، قوانین الله سبحانه‌وتعالی معطل قرار گرفت و در عین حال، سرزمین‌ها، ثروت، عزت و حیات مسلمانان مورد تجاوز قرار گرفت. قبله اول ما به نهاد پست و فرومایه یهود تحویل داده شد. صد سال است که ما بدون بیعت به خلیفه زندگی می‌کنیم؛ در حالی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم مرگ بدون بیعت به خلیفه را مرگ جاهلیت عنوان کرده است.

ای مسلمانان! وضعیت اسفبار کنونی ما، از فلسطین، سوریه و یمن گرفته تا کشمیر اشغالی، برما و سریلانکا از چشم هیچ‌کس پنهان نیست. بدون اسلام، هیچ‌گونه عزت، آسایش و امنیتی برای ما وجود نخواهد داشت. بدون خلافت، قطعاً که شکست خورده و تحقیر می‌شویم؛ اگر چه عزت، قدرت و شکوه‌مندی تنها برای اسلام است.

ای مسلمانان پاکستان! تأسیس خلافت تاج همه فرض‌هاست و همه علما اتفاق نظر دارند که تنها اسلام باید بالای ما حکومت کند. حاکمانی‌که احکام الهی را کنار گذاشته و بر مبنای قوانین وضعی بشر حکم می‌کنند، به ما چیزی جز دروغ نمی‌گویند و ما را نمی‌فریبند. بناءً هرگونه تلاش برای منافع آن‌ها هم باعث اتلاف انرژی و هم سبب معصیت و گناه می‌گردد.

امروزه، شکست و ناکامی آن‌ها برای هر اهل بینش و بصیرت کاملاً آشکار شده است؛ حال‌آن‌که ما در مسیر حاکمیت جهانی حاکمان طبیعی تمام اوراسیا هستیم. دشمنان ما حتی در نبود دولت مان از ما در هراس اند؛ با وجود این که وحدت و حاکمیت ما بر مبنای اسلام در تحت دولت خلافت به دلیل پلان‌ها و سخت کوشی‌های دشمنان ما از بین رفته است. تأسیس خلافت به دستان شما نیروی ما را علیه دشمنان ما تحکیم می‌بخشد؛ به گونه‌ای که وسوسه‌های شیطانی را فراموش خواهند کرد. بناءً بیایید تا همه ما دست به دست هم دهیم و آن عملی را انجام دهیم که رستگاری دنیا و آخرت را برای ما به ارمغان می‌آورد واین همانا کار برای احیای خلافت بر منهج نبوت است. الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿کَتَبَ اللّٰہُ لَاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلِی اِنَّ اللّٰہَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ﴾ [مجادله: 21]

ترجمه: الله (سبحانه‌وتعالی) مقرر داشته است که یقیناً من و رسولانم پیروز می‌شویم، بی‌گمان الله نیرومند شکست‌ناپذیر است.

#خلافت_را_برپا_کنید

#خلافت_بیا_تاسیس_کړئ

أقيموا_الخلافة#

#ReturnTheKhilafah

#YenidenHilafet

خلافت_کو_قائم_کرو#

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: حذیفه مستمر

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

 (ترجمه)

پاسخ به احمد الخطیب

پرسش

 السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

بنام الله و حمد و ستایش برای او سبحانه وتعالی و سلام و درود بر رسول‌الله‌صلی‌الله‌ علیه وسلم و اصحاب‌اش اجمعین! در بعضی‌ مراکز تجارتی دیدم که لباس، گردن‌بند و دست‌بند می‌فروشند که این‌اجناس را از استخوان حیوانات می‌سازند؛ سوالم اینست که آیا استفاده از اعضاء و اجزای حیوانات جائِز است؟ رسول‌الله‌صلی‌الله علیه وسلم فرموده است:

«من يرد الله به خيراً يفقهه في الدين»

ترجمه: کسی‌که الله به آن خیری اراده کند، آن‌را در دین فقیه می‌گرداند.

الله سبحانه وتعالی شما را جزای خیر داده و ما را در راه حق و کار کردن برای برپایی دولت اسلامی ثابت قدم نگهدارد.

پاسخ

و علیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

مسئله‌ی استفاده از اجزاء و اعضای حیوانات مسئله‌ای است که دارای جزئیات زیادی بوده و در خصوص این مسئله در مذاهب فقهی و اجتهادات علماء اختلاف است که خلاصه‌ای آن‌را ذیلاً بیان می‌کنم:

اولاً: استفاده استخوان، که شامل شاخ، دندان، سم و ناخن می‌شود.

1- استخوان حیواناتی‌‌که گوشت‌شان خورده شده و با ذبح شرعی‌حلال می‌شوند: استفاده از استخوان حیوانات حلال گوشت جائِز است و این در زمانی‌است که حیوان با ذبح شرعی ذبح شود؛ زیرا حیوان حلال گوشت با ذبح شرعی پاک شده و استفاده با گوشت، استخوان و تمام اعضای آن جائِز است. این موضوعی‌است که در بین مسلمانان هیچ اختلافی نبوده و از سابق مسلمانان گوشت حیوانات ذبح شده را با استخوان‌های‌ شان یک‌جا پخته کرده و می‌خوردند. در صورتی‌که استخوان حیوان نجس می‌بود، این عمل را نمی‌کردند؛ پس این موضوع دلالت به این دارد که استخوان این نوع حیوانات پاک و استفاده‌آن جائِز است. بخاری از ابن عباس رضی‌الله عنهما روایت نموده است:

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ أَكَلَ كَتِفَ شَاةٍ ثُمَّ صَلَّى وَلَمْ يَتَوَضَّأْ»

ترجمه: رسول الله صلی الله علی وسلم شانه گوسفندی را خورد؛ سپس نماز خواند و وضوء نگرفت.

واضح است که در شانه استخوان است.
2-  استخوان‌های حیوان خودمرده‌ای‌که گوشت آن خورده می‌شود: حیواناتی‌که حلال گوشت اند، بعضی اوقات خود می‌میرند و گاهی با ذبح غیر شرعی ذبح می‌شوند؛ مثل این‌که آن‌را یک غیرکتابی ذبح ‌کند که در هردو حالت این حیوان خودمرده گفته می‌شود و در هردو حالت احکام خود مرده بر آن تطبیق می‌شود. در خصوص استفاده از این نوع حیوان خودمرده در بین علماء اختلاف واقع شده است. آن‌عده علمائی‌که به این نظر اند که استخوان این حیوان نجس است، به حرمت استفاده از استخوان این حیوان نیز نظر دادند که این‌ها جمهور علماء، مالکی، شافعی، حنبلی وغیره هستند. کسی‌که به این نظر است که استخوان این حیوان پاک است، به جواز استفاده از استخوان این حیوان نیز نظر داده که از جلمه‌ی این علماء حنفی‌ها، ابن سیرین و ابن جریح است.

آن‌چه من آن‌را ترجیح می‌دهم، همان نظری است که قائِل به اینست که استخوان‌های حیوان‌حلال گوشت خودمرده نجس بوده و صفت خود مرده بر آن مصداق پیدا می‌کند؛ به دلیل این قول الله سبحانه وتعالی:

﴿قَالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ﴾ [یس: 78]

ترجمه: گفت چی کسی می‌تواند استخوان‌ها را زنده کند؛ در حالی‌که این استخوان‌ها پوسیده است.

 پس دلالت لفظ "يُحْيِ" با عظام این است که استخوان‌های خودمرده نیز جزء از خود مرده بوده، پس استفاده از آن جائِز نمی‌باشد؛ زیرا این استخوان‌ها نجس و خودمرده است. و به دلیل این قول رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم در حدیثی‌که بخاری در تاریخ و ابن حبان در صحیحین خود و غیر از آن‌ها از عبدالله بن حکیم روایت کرده است که گفت؛ مشیخه از جهینه برای ما گفت که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای‌شان نوشته بود:

«لا تنتَفِعُوا من الميْتةِ بشيءٍ»

ترجمه: از هیچ قسمتی از خود مرده استفاده نکنید.

البانی این حدیث را در صفحه ۳۶۶ جلد ۷ سلسله احادیث صحیح و فقه و فوایدشان بیان کرده و گفته است که اسناد این حدیث صحیح و رجال آن ثقه است. روایت ابن حبان این است:

«لَا تَسْتَمْتِعُوا مِنَ الْمَيْتَةِ بشيء»

ترجمه: از هیچ جزئی از اجزای خود مرده استفاده نکنید.

از این حدیث به صورت واضح معلوم است که استفاده از خودمرده به صورت کل وجوه جائِز نبوده و حرمت خودمرده تنها در گوشت آن نیست؛ مگر این‌که نصی وارد شود و چیزی را تخصیص کند؛ اما کدام دلیلی تخصیص دهنده در خصوص استخوان نیامده است.
3- استخوان قطع شده از حیوان حلال گوشت: هدف از استخوان قطع شده همان استخوانی است که از حیوان در حالت زنده‌گی قطع می‌شود؛ پس این استخوان حکم خودمرده را گرفته نجس و استفاده از آن جائِز نیست؛ چنان‌چه حاکم در مستدرک و دیگران از ابو واقد لیثی روایت کرده است که گفت: «مردم در جاهلیت قبل از اسلام کوهان شتر و دنبه گوسفند را قطع کرده و می‌خوردند و چربی‌های آن را بر می‌داشتند.» وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد، مردم از این عمل از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسان کردند، ایشان فرمودند:

«مَا قُطِعَ مِنَ الْبَهِيمَةِ وَهِيَ حَيَّةٌ فَهُوَ مَيِّتٌ»

ترجمه: آن‌چه از چهارپایان در حال زنده گی قطع می‌شود، پس او خودمرده است.

حاکم گفته است که این حدیث صحیح الاسناد است؛ گرچه تخریج نکرده است. ذهبی گفته است این حدیث صحیح است. دک، چربی گوشت و روغنی است که از گوشت بیرون می‌شود. طبعاً که استخوان قطع شده از حیوان خودمرده، خودمرده به حساب می‌آید؛ زیرا این قسمتی از خودمرده به حساب آمده، پس استفاده از آن صحیح نمی‌شود.

4- استخوان‌ حیوانات حرام گوشت: استخوان حیوانات غیر حلال گوشت، استخوان‌هایی است که الله سبحانه وتعالی خوردن‌شان را حرام کرده، مانند گرگ، فیل، کرگس و مانند این‌ها. اختلاف در مورد حکم استفاده استخوان این حیوانات است که در حال زنده بودن و یا بعد از مردن از وجودشان بیرون می‌شود. بعضی از علماء بین این حالت که حیوان خودش بمیرد و ذبح شود، تفاوت قائِل شدند. در تفصیلات و جزئیات بسیاری‌که در بین علماء واقع شده است، اما آنچه من در این خصوص ترجیح می‌دهم، حرمت استفاده از استخوان‌های حیوانات غیرحلال گوشت است:

أ- اگر استخوانی‌که از این حیوان قطع می‌شود، در حالی‌باشد که حیوان زنده است؛ پس در این صورت این استخوان مانند حیوان خودمرده بوده و استفاده از آن جائِز نیست؛ به دلیل این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم:

«مَا قُطِعَ مِنَ الْبَهِيمَةِ وَهِيَ حَيَّةٌ فَهُوَ مَيِّتٌ»

ترجمه: آنچه از چهارپا قطع می‌شود، در حالی‌که آن حیوان زنده است؛ پس در این صورت خودمرده است.

ب- اگر حیوان خودمرده بود، آن‌هم مانند حیوان حلال گوشت خودمرده است؛ بلکه حرمت آن بیشتر از حیوان حلال گوشت است و این مسئله بر این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم مصداق پیدا می‌کند:

« لا تنتَفِعُوا من الميْتةِ بشيءٍ»

ترجمه: از هیچ قسمتی از خودمرده استفاده نکنید.

ج- اگر حیوان غیر حلال گوشت به صورت ذبح کشته شده بود، بازهم خودمرده به حساب می‌آید، زیرا ذبح این حیوان در خصوص حیوان غیر حلال گوشت ذبح شرعی نمی‌باشد و برای حیوان غیر حلال گوشت زکات و ذبح شرعی ندارد؛ پس با ذبح آن هیچ اثری از ذبح شرعی مرتب نمی‌شود؛ لذا این حیوان در این صورت خودمرده به حساب آمده و استفاده از استخوان آن جائِز نبوده و قول رسول الله صلی الله علیه وسلم بر آن منطبق می‌شود:

«لا تنتَفِعُوا من الميْتةِ بشيءٍ»

ترجمه: از هیچ قسمتی از اعضای خودمرده استفاده نکنید.

۵- استخوان ماهی و خود مردۀ دریا: بدون شک که ماهی و خود مردۀ دریا حلال است؛ چنانچه در احادیث ذکر شده تصریح گردیده است؛ ابن ماجه از بن عمر رضی‌الله عنها روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«أُحِلَّتْ لَنَا مَيْتَتَانِ الْحُوتُ وَالْجَرَادُ»

ترجمه: دو خودمرده بر ما حلال شده است، ماهی و ملخ.

ترمذی  در سنن خود از مغیره ابن‌ابی برده روایت نموده است که او شنیده است که ابوهریره می‌گفت: مردی سوال کرد و گفت یا رسول الله صلی الله علیه وسلم! ما در دریا سفر می‌کنیم و مقداری کمی از آب را با خود بر می‌داریم؛ اگر به این آب وضوء سازیم تشنه می‌شویم، آیا از آب دریا وضوء سازیم؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود:

«هُوَ الطَّهُورُ مَاؤُهُ الْحِلُّ مَيْتَتُهُ»

ترجمه: آب دریا پاک و پاک کننده و خودمردۀ آن حلال است.

ابو عیسی این حدیث را حسن صحیح دانسته است. بخاری در صحیح خود از جابر رضی‌الله عنه روایت کرده است که گفت: ما با لشکر خبط به غزوه رفتیم و ابوعبیده برای ما امیر تعیین شده بود، در این وقت ما بسیار گرسنه شده بودیم؛ در این وقت دریا ماهی خودمرده کنار زده بود که مثل آن‌را تا اکنون ندیده بودیم که این ماهی عنبر گفته می‌شد، مدت نیمی از ماه را از همین ماهی خوردیم و ابوعبیده استخوانی را از این ماهی گرفت که راکب می‌توانست از زیر آن بگذرد. ابوزبیر برای ما خبر داد که او از جابر شنیده است که می‌گفت ابوعبیده گفت: بخورید، وقتی به مدینه آمدیم این قصه را برای رسول الله صلی الله علیه و سلم نمودیم. رسول الله صلی الله علیه گفت:

«كُلُوا رِزْقاً أَخْرَجَهُ اللَّهُ، أَطْعِمُونَا إِنْ كَانَ مَعَكُمْ فَأَتَاهُ بَعْضُهُمْ فَأَكَلَهُ»

ترجمه: روزی را بخورید که الله (سبحانه وتعالی) بیرون کرده است، اگر از آن ماهی در نزد شما چیزی باقی مانده است؛ برای ما هم بیاورید، پس از این ماهی در نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آوردند و آنحضرت صلی الله علیه و سلم آن‌را خوردند.

دوم: استفاده از پوست:

1- پوست حیوان حلال گوشت که به طریق ذبح شرعی ذبح می‌گردد: استفاده از پوست حیوان حلال گوشت که به اساس ذبح شرعی ذبح می‌گردد، جائِز است به دلیل پاکی که به آن حاصل شده و به دلیل روایتی‌که نسائی در سنن خود روایت نموده و البانی آن‌را صحیح دانسته است. طوری روایت شده است که از سلمه بن محقب روایت شده است که رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم در غزوۀ تبوک آب‌را از زنی خواست که گفت: آبی در نزدم نیست، به جز مشکی‌که از پوست خودمرده است، رسول‌الله صلی علیه وسلم فرمود: «أَلَيْسَ قَدْ دَبَغْتِهَا؛ آیا آن را دباغی نکردی؟» زن گفت: چرا نه، دباغی کردم، رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم گفت: «فَإِنَّ دِبَاغَهَا ذَكَاتُهَا؛ بدون شک که دباغی آن ذبح آن حساب می‌شود." بناءً رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم دباغی پوست خودمرده را در جایگاه ذبح شرعی حیوان حلال گوشت قرار داده است؛ زیرا ذبح شرعی جز بالای حیوان حلال گوشت صورت نمی‌گیرد؛ پس این مسئله دلالت بر استفاده از پوست حیوان حلال گوشت ذبح شده به ذبح شرعی دارد و ما در این مسئله اختلافی نداریم.
2- پوست خود مرده حیوان حلال گوشت: اختلاف در بین علماء در خصوص حکم استفاده پوست خود مرده حلال گوشت است آنچه من آن‌را ترجیح می‌دهم این است که استفاده از پوست حیوان حلال گوشت جائِز است، خواه حیوان خودش مرده باشد و یا به ذبح غیر شرعی ذبح شود؛ مثل این‌که مشرکی آن‌را ذبح کرده باشد؛ ولی این در صورتی است که دباغی آن صورت گرفته باشد؛ زیرا پوست خود مرده نجس بوده و دباغی آن‌را پاک می‌کند؛ در صورتی‌که حیوان خودمرده حلال گوشت باشد و این به اساس دلائِل شرعی ذیل است:

أ- نسائی در سنن خود روایت کرده و البانی آن‌را صحیح دانسته است که از سلمه بن محقب روایت شده است که رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم در غزوه تبوک از یک زنی آب خواست که او زن گفت: "در نزدم آبی جز در مشک خود مرده وجود ندارد". رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود«فَإِنَّ دِبَاغَهَا ذَكَاتُهَا؛ دباغی پوست خود مرده ذبح آن به حساب می‌آید.» که از این حدیث واضحاً معلوم می‌شود که دباغی پوست خودمرده حیوان غیر حلال گوشت را پاک می‌کند و استفاده از آن‌را جائِز می‌گرداند؛ چنان‌چه این مسئله در خصوص مشک دباغی شده در حدیث ذکر شده است.

ب- ابن حبان در صحیحین خود از عالیه بنت سبیع روایت نموده است که وی گفت: «در احد من گوسفند دارم که در آن‌ها مرگ افتاده است؛ سپس نزد میمونه رفتم و موضوع را به میمونه گفتم، وی برایم گفت آیا می‌خواهی که پوست شان را بگیری و از آن‌ها استفاده کنی؟ عالیه گفت: من گفتم آیان این حلال است؟ میمونه گفت: بلی.»

رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم بر مردانی از قریش می‌گذشت که گوسفندی را مانند خری به دنبال خود کش می‌کردند رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم برای شان گفت:  «لَوْ أَخَذْتُمْ إِهَابَهَا؛ آیا می‌خواهید که پوست آنرا بگیرید؟» گفتند: یا رسول‌الله این حیوان خودمرده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «يُطَهِّرُهَا الماء والقَرَظُ؛ آب و دباغت آن را پاک می‌گرداند.» قرظ همان دباغی پوست به وسیله برگ درخت است؛ هم‌چنان حدیث گوسفند کنیز میمونه رضی‌الله عنها است که مسلم در صحیح خود از ابن عباس روایت نموده است که رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم از کنار گوسفند می‌گذشتند که برای کنیز میمونه رضی‌الله عنها از زکات‌ها داده شده بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: «أَلَّا أَخَذُوا إِهَابَهَا فَدَبَغُوهُ فَانْتَفَعُوا بِهِ؛ پوست آن را بگیرید و دباغی کنید سپس از آن استفاده کنید

ج- ترمذی در سنن خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم گفته است: «أَيُّمَا إِهَابٍ دُبِغَ فَقَدْ طَهُرَ؛ هر پوستی‌که دباغی شود پاک شده است.» ابوعیسی گفته است: "حدیث ابن عباس حسن صحیح است."

این دلائِل واضح می‌سازد که دباغی، پوست خودمرده حیوان حلال گوشت را پاک گردانیده و استفاده را از آن جائِز می‌گرداند؛ پس استفاده از پوست خودمرده حیوان حلال گوشت از خودمرده که رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم در مورد آن گفته است: «لا تنتَفِعُوا من الميْتةِ بشيءٍ» مستثنی می‌باشد.

3- پوست‌ حیوان غیر حلال گوشت: علماء در خصوص حکم استفاده پوست حیوانی‌که گوشت آن حلال نمی‌باشد، اختلاف زیادی دارند که نظریات شان گوناگون و از هم دور هست... آن‌چه من در این خصوص ترجیح می‌دهم حرمت استفاده از پوست تمام حیوانات غیر حلال گوشت است، به دلیل نهی کردن رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم از استفاده خودمرده: «لا تنتَفِعُوا من الميْتةِ بشيءٍ؛ از هیچ قسمتی از خود مرده استفاده نکنید.» استفاده از پوست حیوانات غیر حلال گوشت عادتاً بعد از مرگ آن است و خودمرده نجس بوده و پوست آن نیز نجس است؛ به دلیل حدیث رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم که در خصوص خودمرده حلال گوشت آمده است: «لَوْ أَخَذْتُمْ إِهَابَهَا» گفتند این خود مرده است، رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم گفته است: «يُطَهِّرُهَا الماء والقَرَظُ؛ آن‌را آب و دباغی پاک می‌کند.» پس این حدیث دلالت به نجاست جلد خودمرده دارد. گفته نشود که پوست خودمرده غیر حلال گوشت به وسیله دباغی پاک می‌شود. به خاطر این قول او صلی‌الله علیه وسلم که گفته است: «أَيُّمَا إِهَابٍ دُبِغَ فَقَدْ طَهُرَ؛ هر پوستی‌که دباغی شود پاک شده است.» و به دلیل این حدیث رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم از گوسفند خودمرده «لَوْ أَخَذْتُمْ إِهَابَهَا» برای شان گفتند که آیا می‌خواهید پوست‌اش را بگیرید؟ گفتند: این خود مرده است؛ سپس رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم گفت: «يُطَهِّرُهَا الماء والقَرَظُ؛ آنرا آب و دباغی پاک می‌کند.» و حدیث گوسفند کنیز میمونه رضی‌الله عنها که رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم از کنار گوسفند گذشتند که برای کنیز میمونه از صدقه داده شده بود، رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم گفت: «أَلَّا أَخَذُوا إِهَابَهَا فَدَبَغُوهُ فَانْتَفَعُوا بِهِ»... این طور گفته نشود؛ زیرا این احادیث اگرچه ممکن است که درپاکی پوست هر خودمرده که دباغی شود، عمومیت پیداکند.

ولی این احادیث پوست خودمرده حیوان حلال گوشت تخصیص داده می‌شود؛ زیرا این احادیث به پوست گوسفند تعلق می‌گیرد. در حدیث رسول‌الله صلی‌الله علیه و لم آمده است:«فَإِنَّ دِبَاغَهَا ذَكَاتُهَا؛ یعنی دباغی آن ذبح آن است.» و این از حدیث شریف به صورت اشاره‌ای می‌رساند که دباغت پاک می‌کند؛ مانند ذبح که پاک می‌کند و چنان‌که ذبح در غیر از حیوان حلال گوشت نبوده به همین ترتیب دباغت غیر از پوست خودمردۀ حلال گوشت نمی‌شود؛ پس عمومیت در نفس موضوع باقی می‌ماند که همانا پاکی پوست خودمرده حلال گوشت باشد، نه پاک کردن چیز دیگری؛ پس این حدیث پوست دیگر حیوانات را شامل نمی‌شود. بناءً پوست خودمرده غیر حلال گوشت نجس بوده؛ نه دباغت و نه هم به شکل دیگری پاک می‌شود و استفاده از آن حرام می‌باشد.

2- پوست ماهی، نهنگ‌های دریائی و دیگر حیوانات بحری: استفاده از پوست ماهی، نهنگ‌ها و سایر خود مرده‌های دریایی جائِز است، به دلیل موجودیت دلایلی‌که قبلاً در خصوص حکم استفاده از استخوان‌های حیوانات دریائی ذکر کردیم:

«أُحِلَّتْ لَنَا مَيْتَتَانِ الْحُوتُ وَالْجَرَادُ»

ترجمه: برای ما دو خودمرده حلال شده است، ماهی و ملخ.

هم‌چنان ذکر شده است:

«هُوَ الطَّهُورُ مَاؤُهُ الْحِلُّ مَيْتَتُهُ»

ترجمه: آب آن پاک کننده و خودمردۀ آن حلال است.

 هم‌چنان ذکر شده است:

«كُلُوا رِزْقاً أَخْرَجَهُ اللَّهُ، أَطْعِمُونَا إِنْ كَانَ مَعَكُمْ فَأَتَاهُ بَعْضُهُمْ فَأَكَلَهُ»

ترجمه: رزقی‌ را بخورید که الله (سبحانه وتعالی) آن را بیرون کرده است، اگر با شما است از آن برای ما هم بدهید، پس قسمتی را از آن برای شان دادند و آنحضرت از آن خوردند.

پس این دلایل حیوان دریایی را با گوشت، استخوان، پوست وغیره شامل می‌شود و این دلایل دلالت بر پاکی این حیوانات و جواز استفاده شان دارد.

سوم: حکم استفادۀ اعضای حیوانات در صنعت گردن‌بند، دست‌بند، لباس، ظروف و غیره: بناءً به جزئیاتی‌که فوقاً ذکر نمودیم، پاسخ پرسش شما در خصوص استفاده اعضای حیوانات و اعضای صنعت گردن‌بند، بنددستی و لباس وغیره چنین است: اگر استفاده به عضوی از اعضای حیوانات مطابق به دلایل ذکر شده باشد، استعمال آن در آن کالا نیز جائِز و اگر استفاده از عضو حیوان جائِز نباشد، پس استفاده آن در کالا نیز ناجائِز می‌باشد و آن کالا وقتی از عضو آن حیوان نجس ساخته شد، استفاده آن نیز حرام می‌باشد.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

از زمان سقوط سپر و محافظ خود (خلافت)، صد سال هجری سپری شد و ما هنوز هم‌چو یتیمان بی‌دفاع به سر می‌بریم!

(ترجمه)

صد سال از سقوط خلافت اسلامی در رجب سال 1442هـ.ق. می‌گذرد. در زیر سایۀ خلافت بیش از هزار سال، مسلمانان رهبرانی را به سطح جهانی در عرصه‌های مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و آموزشی داشتند. سرانجام کشورهای صلیبی اروپایی به کمک خائنین عرب و ترک، پس از سال‌ها تلاش سپر و محافظ ما را از میان برداشته و نابود ساختند. پس، این چگونه اتفاق افتاد؟ چرا؟

در نبود محافظ خود، با تقسیم شدن به بیش از پنجاه دولت خورد و کوچک ضعیف و ناتوان شدیم. به جای تطبیق اسلام در هر یک از این دولت‌ها حاکمانی روی کار آمدند که به جز به نظم و سیستم‌های فاسد استعماری جهان به چیزی دیگری وفادار نبودند. نیروهای ما به عوض این که به عنوان یک نیروی قوی مسلح برای آزادسازی مسجدالاقصی و کشمیر اشغالی بسیج شوند، برای تقابل با یکدیگر در آن سوی مرزهای استعاری تقسیم گردیدند. جهاد در حالی به تعویق انداخته شد که ارتش‌های ملل کافر آزادانه و بدون هرگونه ترس به گشت‌وگذار در سرزمین‌های ما آغاز نمودند، گویی که املاک موروثی خود شان باشد.

میلیون‌ها کودک یتیمم شد، صدها و هزارها مسلمان به شهادت رسیدند و هزاران زن عفیف و پاک‌دامن مسلمان مورد تجاوز قرار گرفت. سرزمین‌های ما به میدان جنگ و غنیمت دولت‌های کافر مبدل شد و ما محض حیثیت تماشا چی را به خود گرفتیم و همواره اجساد مردگان مان را حساب نموده و دفن می‌کردیم. استعمارگران ثروت و منابع سرشار ما را مورد استثمار و بهره‌کشی قرار داده و اقتصاد غرب را فربه ساختند و ما به نمونۀ از فقر و بدبختی تبدیل شدیم. بدبختی اقتصادی فعلی ما اصلاً با زمان خلافت قابل مقایسه نیست که در تحت حاکمیت آن بیت‌المال؛ زکات، عشر و خراج را از اهل ثروت جمع‌آوری نموده و به فقراء و نیازمندان ما توزیع می‌کرد به گونه‌ی که نیازهای آن‌ها مرفوع  و بارهای‌شان برداشته می‌شد.

ای مسلمانان پاکستان! غرب می‌خواهد ما باور کنیم به این که ما نیروی ضعیف استیم و نمی‌توانیم در برابر نظم فاسد جهانی آن مقاومت کنیم؛  تا به این ترتیب احساس مجبوری کنیم و مثل برده‌ها در زیر بار نظم و تمدن جهانی استعمارگر زندگی کنیم.  در حالی‌که جهان اسلام با داشتن منابع سرشار، موقعیت‌های استراتیژیک، نیروی جوان، میلیون‌های سربازی که آرزوی پیروزی و شهادت دارند، سلاح‌های مدرن، و گذشته از همه، داشتن دین حق (اسلام) مورد لطف و رحمت پروردگار قرار گرفته است. این تنها برپایی مجدد خلافت است که قدرت واقعی ما را تبارز داده و بر مبنای آن‌چه الله  سبحانه‌وتعالی نازل فرموده بالای ما حکم می‌کند. حزب‌التحریر، راهنمای مخلصی‌که هرگز به مردمش دروغ نگفته، قانون اساسی مکمل و هم‌چنین قوانین و پالیسی‌های را برای آمدن خلافت تهیه و ترتیب داده و همه‌ی ما را به پیوستن به پیش‌برد مبارزه اش فرا می‌خواند.

تغییر در جهان  اسلام با ریشه‌کن  سازی حکام و اوضاع فعلی و افتخار تأسیس خلافت بر منهج نبوت در پاکستان به عنوان یک مکان مناسب  امکان‌پذیر است. ما خوب می‌بینیم که با گذشت هر روز، بردگی ما نسبت به غرب عیق‌تر شده می‌رود. میوۀ تلخ  صدسال پیروی از غرب دور و بر ما را احاطه کرده و نزدیک است که بوی گند آن ما را خفک نماید. آیا وقت آن نیست که ما اسلام و نظام آن را بازگردانیم؟ در واقع  بهترین فرصت برای بازگردانیدن خلافت فرا رسیده است! پس بیایید برای بازگشت عزت گم‌شدۀ خویش از طریق تأسیس سپر و محافظ خود ( خلافت) تلاش به خرچ دهیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم با الهام از وحی از جانب الله سبحانه‌وتعالی توسط جبرئیل علیه السلام به امت خود فرموده:

« الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

ترجمه: حقیقتاً امام/ خلیفه سپر است که از ورای آن جنگیده می‌شود و به آن پناه  برده  می‌شود.

#خلافت_را_برپا_کنید

#أقيموا_الخلافة
#ReturnTheKhilafah
#YenidenHilafet
#خلافت_کو_قائم_کرو

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر_ولایه پاکستان

مترجم: حذیفه مستر

ادامه مطلب...

تمدن غرب و ترشحات پلید آن

(ترجمه)

خبر

به تاریج 121/1/2021 روزنامه لوفیگارو فرانسوی گزارش داد: «مجلس سنا در فرانسه به اتفاق آرا قانونی را تصویب کرد که روابط جنسی نوجوانان سن 13 سال را مبتنی بررضایت جواز می‌دهد.»

تبصره

تمدن غرب، انسان را به نابودی سوق داده و به عمق انحطاط فرو برده است. این درحالی است که ارباب آن‌ها به ‌‌‌‌اسلام و احکام اسلامی، که انسان را به عالی‌ترین مقام می‌رساند، حمله‌ور می­شود. هوای نفس که انسان را به بیراهه می‌کشاند، در میان آنان معیار حلال و حرام قرارگرفته است، اشغال و غارت سرمایه در کشورهای فقیر و جنایت در حق مردم آن را به خود مشروعیت داده اند، سپس ادعای حقوق بشروحقوق انسان را می­کنند؛ تا حدی‌که جنگ اول و دوم جهانی و قتل ده‌ها ملیون انسان، از جمله  دست‌آوردهای کثیف این تمدن شمرده می‌شود. زنا مشروعیت قانونی را به خود گرفته است. تنها به این اکتفا نکردند، بلکه روابط جنسی نوجوانان هم میان آنان مورد تائید قرارگرفت تا این‌که سن  مجاز روابط جنسی مبتنی بر رضایت به 13 سال کاهش یافت. حتی  همجنس‌گراها در بعضی از کشورها به رهبری رسیده اند. در حال حاضر رئیس جمهور ایرلند، صربیا و لوکزامبورگ از جمله همجنس‌گراها استند. پیش از آن نیز رؤسای جمهور بلجیک و ایسلندا همجنس‌گرا بودند. روز گذشته وزیر حمل نقل جدید امریکا به صراحت اعلان کرد که او همجنس‌گرا است و همسر خود را در مقابل رسانه‌ها نمایان ساخت!

این چه تمدنی است، جز جنگ، ویرانی، جنایت، اشغال، مهاجرت، بیماری‌ها، زنا،همجنس‌گرایی، قاچاق مواد مخدر و خود کشی دست‌آورد دیگردی ندارد؟

با تسلط تمدن‌غرب -از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم که به زودی­ به ما توانایی برداشتن این تمدن را دهد- پاک‌دامنی  در معرض حمله قرار گرفت، دامنه فساد گسترش یافت و معیارها زنده گی به هم خورد است. به مانند قوم لوط که با پاک‌دامنی مبارزه نمودند و لوط علیه السلام را با پیروانش مورد آزار وازیت قرار دادند و گفتند این‌ها را از شهر و دیار خود بیرون کنید و این‌ها مردمی هستند که پاکدامنی را می طلبند!

بالای اهل خرد لازم است که در انجام امور ذیل شتاب ورزند:

مسلمان باید جهت تطبیق شریعت الله سبحانه وبه خاطر انجام مکلفیت خود صبر و ثبات اختیار نموده و با عزم راسخ عمل نمایند. غیرمسلمانان به ویژه کسانی‌که در سرزمین‌های اسلامی و از میان انان اهل کتاب(یهود ونصارا) زنده‌گی می‌کنند، باید از تمدن و رهبران غرب و از اجیران آنان در سرزمین‌های ما دست کشیده، و به پیروان خود و مردم پیامدها و خطرات تمدن غرب را واضح سازند.

از الله سبحانه وتعالی سپاس‌گذاریم كه با بركت اسلام که دین برحقش است، انسان را بیدار ساخته و به درجه کمال می‌رساند و خوشنودی واقعی و دائمی را  نصیبش می‌گرداند. بارالها، درحاکم ساختن دین اسلام مارا یاری فرما! حقی‌که باطل را نابود می‌سازد، به ماعطا کن و وعده‌ای را که به خاطر جانشین‌ و حاکمیت­ات برروی زمین به ما داده‌ای، به حقیقت مبدل ساز.

نویسنده: شیخ دکتو محمد ابراهیم

رئیس دفترمطبوعاتی حزب التحریر-ولایه لبنان

مترجم:محمد قاتح

 

ادامه مطلب...

با غروب آفتاب خلافت؛ چه اتفاقاتی برای سرزمین ایمان و حکمت رخ داده است؟

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

حزب‌التحریر به مناسبت صدمین سال‌روز زوال دولت خلافت – 1342-1442 هـ.ق فعالیت‌هایی را راه‌انداز می‌کند تا به امت اسلامی گوش‌زد نماید که در نبود حاکمیت اسلام گردوخاک گناه و گردوخاک ذلت و تحقیر را که در طی صد سال زمین و زمان را فرا گرفته، پاک و تمیز نمایند و به مردم یمن تأکید می‌ورزد که صد بدون خلافت دیگر بس است.

از این رو، در سال‌گرد فاجعۀ دردناک رجب؛ به مناسبت تراژیدی سقوط دولت خلافت، حزب‌التحریر به همکاری تمام اعضای خود تحت رهبری عالم فرزانه شیخ عطاء ابن خلیل ابوالرشته حفظه الله کمپاین بزرگی را در سراسر جهان راه‌اندازی کرده است تا از طریق آن فرزندان امت اسلامی دست به دست هم داده و با حزب‌التحریر برای اعادۀ خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت همکاری نمایند.

شباب حزب‌التحریر از شهرهای مختلف یمن – سرزمین ایمان و حکمت- گرفته تا بقیه سرزمین‌های اسلامی از جمله اندونیزیا و مالیزیا در شرق، آسیای مرکزی، پاکستان، بنگلادیش، افغانستان، شام، عراق، سرزمین دو مسجد مقدس (عربستان سعودی)، مصر، سودان، کینیا، تانزانیا، سومالیا، الجزایر، لیبیا، تونس، مراکش، ترکیه و روسیه، اوکراین، اروپا، آمریکا و جاهای دیگر در کمپاین جهانی صدمین سال سقوط خلافت اشتراک می‌ورزند؛ تا به امت اسلامی تذکر دهند که روزگاری از شأن‌وشوکت، تفوق و رهبریی در سطح جهان برخوردار بودند و خلیفه‌ی را داشتند که بر مبنای  احکام اسلام بر آنان حکومت می‌کرد، از ایشان مراقبت می‌نمود و نسبت به هر دست حریص و طماعی که به  سوی‌شان دراز می‌شد، از آن‌ها دفاع می‌کرد‌ و خلافتی را داشتند که با پرچم العقاب – پرچم رسول الله صلی الله علیه وسلم- سایبان مسلمانان در هرکجای از زمین بود. هم‌چنان شکست، انقسام و پراکندگی امت اسلامی را در نبود حاکمیت اسلام در روی زمین برای‌شان یادآوری نماید و سلطه و حاکمیت دولت‌های استعمارگر غربی – اعم از کپیتالیست‌های که دین را از زندگی جدا ساختند و کمونیست‌های که دین و خالق را انکار می‌کنند -  بر بالای امت اسلامی و تقسیم آن‌ها به مناطق تحت نفوذ خود، ترویج عقاید پوچ و باطل غربی در میان آن‌ها و ایجاد نظام‌های حکم در سرزمین‌های اسلامی که در تحت آن احکام اسلامی در جنبه‌های مختلف من جمله سیاسی، اقتصادی، سیاست خارجی و غیره موارد دیگر مستثنی می‌باشد را برای‌شان گوش‌زد و یادآوری نماید.

غرب ناسیونالیزم و میهن‌پرستی را برای ماتقدیم کرد و توسط دموکراسی آن را دنبال کرد تا مسلمانان را متلاشی و تقسیم نماید و آن‌ها را به بیش از پنجاه واحد جداگانه پس از آن تکه و پارچه نمود که مسلمانان در برابر آن‌ها به مثابه یک دست متحد و یک‌پارچه بودند. این امر توسط برخی از فرزندان مسلمان صورت گرفته که به الله سبحانه‌وتعالی، رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم، و مؤمنان خیانت نمودند و در اطاعت کسانی که آن‌ها را در برابر یکدیگر می‌شورانیدند مقدسات مسلمانان را زیر پا نمودند. خلافت پس از آن‌ متوقف شد که جهان در برابر آن به پاخاست و دیگر قائم نشد. با از بین رفتن خلافت، پرچم عقاب از بین رفت و آسمان خالی از اهتزاز آن شد  و پرچم‌های ، سبز، سرخ/قرمز، سفید و آبی نمایان به وجود آمد و همراه با آن حکم به اسلام و شریعتی‌که به سید ما محمد صلی‌الله علیه و سلم سید اول و آخر همه مخلوقات فرو فرستاده شده بود، از بین رفت.

صد سال است که یمن در نبود خلافت در زیر بار جنگ بر سر نعمت‌ها و موقعیت استراتیژیک آن در تنگه باب‌المنداب رنج می‌برد و امروزه این درگیری در بین انگلیس و آمریکا کاملاً آشکار است که به حد اکثر ریختن خون مردمش در هردو طرف درگیری که در سرزمین ایمان و حکمت جریان دارد، رسیده است.

اوضاع بغرنج و نابسامان یمن در نبود خلافت و تسلط کشورهای غربی از بین نخواهد رفت مگر با تأسیس خلافت و بازگردانیدن حکم بما انزل الله و از بین بردن نفوذ کشورهای غربی از آن برای همیشه. حزب‌التحریر از طریق این کمپاین مردم یمن – مردم ایمان و حکمت- و علی‌الخصوص اهل قدرت و محافظت در میان امت را فرا می‌خواند و وجیبۀ آن‌ها را برای شان یادآوری کند و از آن‌ها می‌خواهد که برایش نصرت (حمایت مادی) دهند؛ به گونه‌ی که با همکاری شان با حزب‌التحریر به تعالی دین الله سبحانه‌وتعالی مبادرت ورزند و از نخستین کسانی باشند که در راستای تأسیس خلافت و بازگردانیدن حکم بما انزل الله همراه با حزب تلاش می‌وزرند و حزب هم‌چنین دستانش را به سوی آن‌ها دراز می‌کند تا آن‌ها افتخار دنیا و پاداش خوبی در آخرت داشته باشند.

#خلافت_را_برپا_دارید

#أقيموا_الخلافة
#ReturnTheKhilafah
#YenidenHilafet
#خلافت_کو_قائم_کرو

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه یمن

مترجم: حذیفه مستمر

 

ادامه مطلب...

ای مسلمانان! یک قرن از سقوط خلافت گذشته است؛ آن را تأسیس کنید

  • نشر شده در لبنان

(ترجمه)

از زمانی که غرب استعمار‌گر کافر در ماه رجب سال 1342 هـ.ق مطابق مارس 1924 م به همکاری مصطفی‌کمال خائن و خیانت کاران ترک و عرب خلافت را از بین برد، صد سال می‌گذرد. صد سال می‌شود که امت اسلامی در برده‌گی بسر برده و تا هنوز در انحطاط فکری فرو رفته؛ از مفکوره‌های فاسد ملی، قومی، عدم وحدت، تقسیم سرزمین‌ها، از دست دادن عزت، وابسته‌گی سیاسی؛ اقتصادی، اجتماعی و عدم تصمیم‌گیری، رنج می‌برد. برعلاوه؛ نظام خون‌آشام سرمایه‌داری در چهرۀ منفور دموکراسی ثروت کشور‌های ما را به یغما برده و در شرق و غرب در سرزمین‌های اسلامی خون مسلمانان را می‌مکد. کفار استعمار‌گر با این هم قانع نشدند؛ لذا، تلاش نمودند تا اسلام را دین وحشت و ترور برای مردم تحریف نمایند، دینِ که باعث پایمال نمودن حقوق غیر مسلمانان می‌گردد. با وجود این همه دسایس و توطئه‌ها و در نبود سپر امت "خلافت" این دین سریع‌ترین دین در حال رشد ،در سراسر جهان گردیده است. هنگامی که آن‌ها نتوانستند از رشد و گسترش اسلام در خانه‌ها و میان اطفال شان جلو‌گیری نمایند، غرور؛ آن‌ها را واداشت تا بالای مقدسات و ارزش‌های مسلمانان، بالای پیامبر صلی الله علیه و آله و‌سلم و سپس به قرآن توهین کنند. در قدم بعدی؛ عمداً تلاش نمودند سنت پیامبر صلی الله علیه و‌سلم را محو و مسلمانان را دچار شک و شبهه نمایند. در واقع؛ تعصب و نفرت بی‌هودۀ آن‌ها تا سرحدِ رسید که حتی خون زنان عفیف مسلمان را در جاده‌های اروپا ریختاندند و از طرف دیگر بی‌شرمانه ادعای کاذبانۀ دفاع از حقوق زن را نیز می‌کنند.

برعلاوه؛ از مسلمانان می‌خواهند تا مفکورۀ تغییر جامعه که اساس و بخش مهم اسلام را تشکیل می‌دهد "تغییر جامعه به شکل سیاسیِ آن" را رها کرده و اسلام را محدود به عبادات در مساجد سازند! این چنین قضایا تنها گوشۀ کوچک از مثال‌های جنگ علیه اسلام و حاملین دعوت به شمار می‌رود.

برای بیرون رفت از این سیاه‌چال تاریک؛ حزب‌التحریر تا هنوز با لطف و فضل الله سبحانه و‌تعالی مانند کوه مستحکم، کوشا و با دعوت‌گران مخلص و دلیر، بیرق تغییر سیاسی را در سرزمین‌های اسلامی به اهتزاز درآورده است تا الله سبحانه و‌تعالی با احیای خلافت راشدۀ ثانی بر منهج پیامبر صلی الله علیه و‌سلم مسلمانان را پیروز و یا درین راه هلاک گرداند. یقیناً این دولت "خلافت" با فضل و مهربانی الله سبحانه و‌تعالی با بصیرت و بصارت کامل، امور مسلمین را رعایت می‌کند؛ امید است الله سبحانه و‌تعالی نصرت خود را نصیب ما گرداند. به همین منظور؛ حزب با توکل به الله سبحانه و‌تعالی کمپاینی را تحت عنوان "ای مسلمانان! یک قرن از سقوط خلافت گذشته است؛ آن را تأسیس کنید" با واحد نمودن انرژی امت و سخنرانی در رسانه‌ها به اذن الله سبحانه و‌تعالی راه اندازی نموده تا مردم را در بارۀ اهمیت خلافت آگاه سازد که کاروان این کمپاین توسط عالم برجسته عطا بن خلیل ابورشته رهبری می‌شود تا به مقصد اش برسد. هدف این کاروان احیای خلافت راشدۀ ثانی بر منهج پیامبر صلی الله علیه و‌سلم و کسب رضایت الله سبحانه و‌تعالی می‌باشد که این تلاش توسط ظلم ظالمین و دسیسه‌های نوکران غربی هیچ وقت متوقف نشده، زیرا حزب این قضیه "خلافت" را قضیه سرنوشت ساز "قضیه مرگ و زنده‌گی" می‌داند. تحت سایۀ خلافت؛ هدف و مسیر درست زنده‌گی مهیا می‌شود. تحت سایۀ خلافت؛ مسلمانان عزیز و از آن‌ها محافظت می‌گردد. خلافت؛ دولتی‌ست که از توهین دین و فساد دنیا محافظت می‌کند. خلافت؛ دولتی‌ست که حق را از باطل جدا می‌سازد؛ تحت سایۀ خلافت ؛قضات عادل منصوب، سرحدات محفوظ، سرزمین‌ها بدون مرض و رهبران واقعی با ندای حق تربیه می‌شوند. خلافت؛ دولتی‌ست که سرزمین‌های اسلامی را از زیر استعمار کفار و نوکران آن‌ها و از وحشت غرب وحشی نجات می‌بخشد. خلافت؛ دولتی‌ست که عدالت و خیر را گسترش، اسلام و مسلمین را معزز، بی عدالتی و ظلم را ریشه‌کن، کافران و منافقان را حقیر و ذلیل می‌گرداند.

حزب‌التحریر-ولایه لبنان من‌حیث بخش این کمپاین‌مقدس از مسلمانان لبنان می‌خواهد تا از طریق منابر، شوری‌ها و رسانه‌ها درین کمپاین سهیم شده و پیام آن را برای مردم برسانند. زیرا؛ درین ماه "ماه رجب" ماه خیر و برکت، الله سبحانه و‌تعالی رحمت خود را بالای مسلمین نازل می‌نماید، امید است که الله سبحانه و‌تعالی به برکت ماه رجب نصرت خویش را نصیب ما کرده و با این وعدۀ مبارک اش ما را عزت بخشد.

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُ  ولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾

]نور:55[

ترجمه: خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد. همان‌گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روی زمین را بخشید؛و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت و ترس‌شان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آن‌چنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آن‌ها فاسقانند.

هم‌چنان پیامبر صلی الله علیه و‌سلم نیز چنین مژده داده است:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة»

ترجمه: سپس؛ خلافت بر منهج نبوت خواهد آمد.

حزب‌التحریر شما را دعوت می‌کند تا از ویب‌سایت و رسانه‌های اجتماعیِ که در آن فعالیت دارد، دیدار کرده و ثواب این کمپاین را در سراسر لبنان و جهان شریک سازید. در میدان عمل با حاملین دعوت که شب و روز دعا و کار می‌کنند، یک جا شوید تا خورشید اسلام در سرزمین عدالت و حق دوباره طلوع نماید تا این دولت "خلافت بر منهج نبوت" مسلمین و غیر مسلمین را نیز از تاریکیِ ظلمت به سوی نور هدایت، رهنمایی کند. یا الله! غم و اندوه عدم‌خلافت را با نصرت خویش از ما دور بگردان؛ همان گونه که از بهترین اشخاص دور ساختی.

﴿إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً﴾

]طلاق:3[

ترجمه: خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.

#أقيموا_الخلافة
#ReturnTheKhilafah
#YenidenHilafet
#خلافت_کو_قائم_کرو

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه لبنان

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

قتل و ترور مردم بی‌تقصیر؛ گناه عظیم و برنامۀ کینه‌توزانه‌ای که حکومت فلسطین و دولت یهود به‌دوش می‌کشند

(ترجمه)

ای مردم این سرزمین مبارک! از الله بترسید و از خون و عزت‌تان حفاظت کنید. از الله بترسید و از خود و اطفال‌تان مراقبت کنید. ای مردم این سرزمین مبارک! آیا این قول رسول الله صلی الله علیه و سلم برای‌تان کافی نیست:

«لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللهِ إِخْوَاناً، الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يَخْذُلُهُ، وَلَا يَحْقِرُهُ التَّقْوَى هَاهُنَا» وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ «بِحَسْبِ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ، كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ، دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ»
(رواه مسلم)

ترجمه: با یکدیگر حسادت نورزید، و با اضافه کردن در قیمت کالا درحالی‌که قصد خرید ندارید یکدیگر را فریب ندهید، و با یکدیگر بغض و کینه نورزید، و به یکدیگر پشت نگردانید و قهر نکنید، و برخی از شما به معاملۀ برخی دیگر معامله نکنید، و بنده‌گان الله و برادران یکدیگر باشید؛ مسلمان برادر مسلمان است، به او ظلم نمی‌کند، او را در زمان مشکلات تنها رها نمی‌کند و او را حقیر نمی‌داند؛ تقوا این‌جاست (سه‌بار به سوی سنیۀشان اشاره کردند؛) برای شخص از بدی (همین‌قدر) کافی است که (فردی) برادر (دینی) خودش را تحقیر کند؛ هتک حرمت خون، مال و عزت هر مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است.

ای مردم بیت‌المقدس! افزایش جرایم قتل و تخریب اموال مردم که توسط گروهی به هدف از هم‌پاشاندن مردم فلسطین به اجرا گذاشته می‌شود، به یک جرم سازمان‌یافته بدل شده‌است تا مردم مسلمان فلسطین را در باتلاق فتنه و آشوب غرق ‌کند. چیزی‌که فعلاً در کرانۀ باختری درجریان است با آن‌چه در قدس و شهرک‌های عربی اشغال شده در سال ۱۹۴۸ م رخ می‌دهد فرق زیادی ندارد.

دور و نزدیک، خورد و بزرگ، همه این را می‌فهمند که تاجران مواد مخدر و اسلحه و باندهای جرمی زیر چشم و گوش نیروهای پولیس دولت یهود فعالیت می‌کنند. اگر بر اموال فردی تیراندازی و یا حمله صورت گیرد نیروی پولیس فوراً دخالت نمی‌کنند تا آن‌که خیلی دیر شود، و بعداً هم هیچ اقدام جدی برای دستگیری مجرمان روی دست نمی‌گیرند. همان اتفاقاتی که به برادران‌مان در قدس و شهرک‌های عربی رخ می‌دهد هم‌چنان در کرانۀ باختری تکرار می‌شود. تاجران مواد مخدر و اسلحه و هم‌چنین باند‌های جرمی به هر نحوی که بخواهند جرایم‌شان را زیر گوش و چشم نیروهای امنیتی انجام می‌دهند، گویا که آن‌چه در جریان است از نوعی هماهنگی امنیتی میان حکومت فلسطین و دولت یهود حاصل می‌شود. باوجودی‌که نام و هویت مجرمین برای نهاد‌های امنیتی افشاء است، ولی باز هم آن‌ها را تحت پیگرد قانونی قرار نمی‌دهند و هیچ اقدام جدی را بر علیه‌شان روی دست نمی‌گیرند. اگر در منطقه‌ای تیراندازی صورت گیرد تا آن‌که خیلی دیر نشود واکنش نشان نمی‌دهند، و اگر هم بنابر هر دلیلی تاجران مواد مخدر و یا اسلحه دستگیر شوند، دیری نخواهد گذشت که به‌خاطر پخش و نشر فساد در میان مردم دوباره آزادی‌شان را بدست‌ می‌آورند.

برادران مسلمان عزیزم! تعهد شما به دین، انسجام و هم‌بستگی‌تان خار چشم دشمنان شما‌ست. تلاش‌های‌تان برای جلوگیری از به انجام رساندن مسئلۀ فلسطین و ایستاده‌گی شما در مقابل طرح‌هایی که دین و اطفال‌تان را هدف قرار می‌دهد برای دشمنان‌تان قابل قبول نخواهد بود. سیاست دشمنان شما این است که به اسلام ضربه بزنند – اسلامی‌که مایۀ عزت هر مسلمان است – و خانواده و اطفال‌تان را که تهداب و بنیاد جامعه را تشکیل می‌دهند نابود کنند.

دشمنان اسلام از هر راه و روشی استفاده می‌کنند تا آن‌که مسودۀ قوانین، نصاب تعلیمی و تمام برنامه‌های رسانه‌یی، به همراه گسترش فساد و محافظت از مجرمین ارشد، دست به دست هم برای ضربه زدن به اسلام و شکستن قوت مردم این سرزمین مقدس جمع شوند. شما می‌دانید که برنامه‌های آموزشی، نصاب تعلیمی و تربیت اطفال دیگر بر اساس مفاهم و ارزش‌های اسلامی استوار نیست. معلم/آموزگار اجازه ندارد که شاگرد‌ان/دانش‌آموزان‌اش را تأدیب کند، اگر هم معلم/آموزگاری چنین کند به وی اخطار داده و مجازات خواهد شد. معلم دیگر قدر و منزلت و علم اعتبار خود را از دست داده است.

رسانه‌ها مانع برنامه‌های علمای ربانی و مخلص می‌شوند، درحالی‌که درب آن‌ها به روی اشخاص و افراد توطئه‌گر، غرب‌زده و سکولار باز است. این وضع با کار سازمان‌‌یافتۀ مؤسسات و انجمن‌هایی همراه است که در سرتاسر کشور پرسه می زنند و غرب از آنان حمایت مالی می‌کند، فقط به منظور این که فساد را نهادینه کنند و ارزش‌ها اسلامی را از بین ببرند. جرایم سازمان‌یافته عامل مخرب دیگری‌ست که به سلطه و غلبۀ آنان بر مردم مظلوم و مسلمان فلسطین کمک می‌کند.

چیزی‌که در این سرزمین جریان دارد نه یک حادثه، بلکه یک عمل عمدی است. تیراندازی‌ها در الخلیل و حومه‌های قدس همه‌روزه خانه‌ها، دکان‌ها/مغازه‌ها، جان و مال مردم مسلمان فلسطین را هدف قرار می‌دهد، ولی حکومت فلسطین و دستگاه‌هایش اصلاً احساس نگرانی نمی‌کند. از سوی دیگر، شما شاهد نیروهای امنیتی‌یی استید که مجاهدین و مبارزین مقاومت را خانه به خانه تحت تعقیب قرار می‌دهند، و آن‌هایی‌که دستگیر می‌شوند هم تا زمان تسلیم کردن تسلیحات‌شان زیر شکنجه قرار می‌گیرند. اسلحه‌یی‌که به وسیلۀ آن به یک باشندۀ یهودی شلیک می‌شود ضبط و مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرد، درحالی‌که اسلحه‌یی‌که همه‌روزه مردم را هدف قرار می‌دهد بدون این‌که مورد پیگرد قانونی قرار گیرد و صاحب‌اش دستگیر شود، آزاد گذاشته می‌شود. بناءً این تصدیق می‌کند که حکومت فلسطین زیر سلطۀ دولت یهود نقش یک بازو‌ی تقویت‌کننده را بازی می‌کند.

شما شاهد این بوده اید که چگونه حکومت فلسطین دستگاه‌هایش را به‌خاطر بستن مساجد، اخراج عبادت‌کنندګان، حمله به آنان با لت و کوب و دشنام، و پیگرد آن‌هایی‌که در حساب فیسبوک‌شان عباراتی در انتقاد از حکومت فلسطین نوشتند یا آن را به‌خاطر غفلت‌اش مسؤول پنداشتند بسیج کرد. مأموران گمرکی به مثل "قطاع‌الطریق‌ها" مردم را خیابان به خیابان به‌خاطر جمع‌آوری مالیات و پول تعقیب می‌کنند. اما آن‌عده از مجرمینی‌که مردم را ترور می‌کنند آزادانه رها می‌شوند، و اگر‌ هم تحت پیگرد قرار گیرند بدون هیچ‌ جدیتی تعقیب خواهند شد. بلی، این همان حکومت فلسطینی است که سنگ دفاع از مردم فلسطین و حفظ آرامش داخلی‌شان را به سینه می‌زند.

اما در اسلام، دولت موظف است تا مردم را با ارائۀ دلایل قوی، خاصتاً گنجاندن تقوا در قلب‌های‌شان، از اختلافات برهزر دارد؛ و اگر هم روی موضوعی اختلاف بوجود آید، محکمه/دادگاه سریعاً آن را با عدالت و انصاف حل خواهد کرد. شعار دولت در اسلام همانی‌ست که ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه فرمودند:

«أَلَا وَإِنَّ الْقَوِيَّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّى آخُذَ مِنْهُ الْحَقَّ، وَالضَّعِيفَ عِنْدِي قَوِيٌّ حَتَّى آخُذَ لَهُ الْحَقَّ»

ترجمه: هرآینه قوی شما نزد من ضعیف است تا آن‌که حق (ستم‌دیده‌گان) را از او بگیرم، و ضعیف شما نزد من قوی است تا آن‌که حق‌اش را به او بدهم.

بدین‌گونه امنیت و عدالت در میان مردم تأمین خواهد شد. ولی رژیم‌های جهان اسلام، من‌جمله حکومت فلسطین، علیه اسلامی‌که قلب‌ها را قوت می‌بخشد مبارزه می‌کنند، فساد را گسترش و پرورش می‌دهند، و محیط پُرثمری را برای مجادلات میان مردم مهیا می‌کنند. و اگر مردم به قوۀ قضائیه مراجعه کنند، ماه‌ها و سال‌ها خواهد گذشت و قضایای‌شان از یک جلسه به جلسۀ دیگر تعویق خواهد افتاد. به‌علاوه، چگونه امنیت و عدالت در میان مردم نهادینه خواهد شد اگر قاضی مبنی بر قوانین بشری، نه احکام الهی، حکم کند؟!

ای مردم عزیز این سرزمین مبارک! خطاب به تمام شما – اعم از متقیان و متمردان‌تان، و اعم از سارعون کارهای خیر و کسانی‌که به شر و منکر می‌پردازند – باری‌دیگر شما را به ترس از الله سبحانه و تعالی تذکر می‌دهیم زیرا که این دستور الله سبحانه و تعالی به تمام پیامبران‌اش و تمام مردم است. باری‌دیگر این سخنان الله سبحانه و تعالی را برای‌تان یادآور می‌شویم:

﴿وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً﴾
(النساء: ۹۳)

ترجمه: و هرکس فرد باایمانی را از روی عمد به‌قتل برساند مجازات او دوزخ است، درحالی‌که جاودانه در آن می‌ماند، و الله (سبحانه و تعالی) بر او غضب می‌کند، و او را از رحمت‌اش دور می‌سازد، و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته‌است.

ما شما را مخاطب این دستور رسول الله صلی الله علیه و سلم که در حجةالوداع فرمودند قرار می‌دهیم:

«أَيُّ يَوْمٍ هَذَا؟» قَالُوا: يَوْمٌ حَرَامٌ، قَالَ: «فَأَيُّ بَلَدٍ هَذَا؟» قَالُوا: الْبَلَدُ الْحَرَامُ، قَالَ: «فَأَيُّ شَهْرٍ؟» قَالُوا: شَهْرٌ حَرَامٌ، قَالَ: «فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ حَرَامٌ عَلَيْكُمْ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا كَحُرْمَةِ شَهْرِكُمْ هَذَا كَحُرْمَةِ بَلَدِكُمْ هَذَا لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ، لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ»
[رواه حاکم]

ترجمه: این کدام روز است؟ گفتند: روز حرام، (رسول الله صلی الله علیه و سلم) فرمودند: این کدام سرزمین است؟ گفتند: سرزمین حرام، فرمودند: کدام ماه است؟ گفتند: ماه حرام؛ (او صلی الله علیه و سلم) فرمودند: بی‌تردید خون‌تان و اموال‌تان و آبروی‌تان بر یکدیگر شما حرام است به مانند حرمت این روز و این ماه. بر حاضرین واجب است که این پیام را به غائبین برسانند. بعد از من کافر نشوید تا گردن‌های یکدیگرتان را بزنید.

ما خطاب به شما این قول رسول الله صلی الله علیه و سلم را می‌خوانیم که فرمودند:

«لَزَوَالُ الدُّنْيَا أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ قَتْلِ رَجُلٍ مُسْلِمٍ»
[به روایت از ترمذی به سند صحیح]

ترجمه: نیست کردن دنیا در نزد الله (سبحانه و تعالی) کم ارزش‌تر از قتل یک شخص مسلمان است.

و این‌که فرمودند:

«مَنْ حَمَلَ عَلَيْنَا السِّلَاحَ فَلَيْسَ مِنَّا»
[رواه بخاری]

ترجمه: هرکس به سمت ما اسلحه نشانه گیرد از ما نیست.

این رهنمود پیامبر است، پس آن را با دل و جان بپذیرید و از گام‌های شیطان پیروی نکیند تا مبادا از راه الله سبحانه و تعالی منحرف شوید. ما شما را نصیحت می‌کنیم که صبور و باایمان باشید و طعمۀ جنایت‌کارانی نشوید که درپی تفرقه‌اندازی در میان‌تان استند، چون اگر آشوب به‌پا شود هیچ قدرتی باقی نمی‌ماند، ضعفا از میان می‌روند و جان و مال هیچ‌کس در امان نمی‌ماند؛ همۀ این‌ها به آواره‌گی مردم از خانه‌ها و سرزمین‌های‌شان منتج خواهد شد، و این همان چیزی‌ست که دشمنان‌تان آرزو می‌کنند.

شما با هوشیاری، آگاهی، پایبندی به احکام الله سبحانه و تعالی و اطاعت‌تان از پیامبرش صلی الله علیه و سلم می‌توانید فرصت را از کسانی‌که خشم الله سبحانه و تعالی را نصیب خود کرده‌اند و از حامیان‌شان بستانید، تا باشد که این سرزمین مقدس چراغ راهنمای امت اسلامی باقی بماند، چراغی‌که عزت و سرفرازی اسلام را برای تأسیس خلافت و رهایی بیت‌المقدس از نجاست غاصبان و مزدوران خائن‌شان، زنده و بیدار خواهد کرد.

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾
(الروم: ۴ – ۵)

ترجمه: و در آن روز مؤمنان (به‌خاطر پیروزی دیگری) خوشحال خواهند شد؛ به‌سبب یاری الله (سبحانه و تعالی) و او هرکس را بخواهد یاری می‌دهد، و او صاحب قدرت و رحیم است.

خلاصۀ کلام این‌که ما از تمام مردم فلسطین، قبایل، متنفذین، جنبش‌ها و احزاب شدیداً خواهانیم که فوراً این سرزمین را از آن‌چه دشمنان‌اش برایش برنامه‌ریزی کرده‌اند نجات دهند، و حکومت فلسطین و دستگاه امنیتی‌اش را بابت تمام این آشفته‌گی‌ها مسؤول بدانند، چون یگانه کسی‌که آرامش داخلی را تهدید می‌کند همانی است که برای جنایت‌کاران و فاسدان پناه می‌دهد و آنان را متوقف نمی‌کند.

ای الله! دین، جان، فرزندان و مال مردم این سرزمین مقدس را حفظ کند و برای‌شان از جانب‌ات دولتی حمایت‌گر فراهم کن.

والحمد لله رب العالمین

حزب‌التحریر – سرزمین مقدس فلسطین

مترجم: دانیال نور

ادامه مطلب...

از زمان سقوط سپر و محافظ خود (خلافت)، صد سال هجری سپری شد و ما هنوز همچو یتیمان بی‌دفاع به سر می‌بریم

(ترجمه)

صد سال از سقوط خلافت اسلامی در رجب سال 1442هـ.ق. می‌گذرد. در زیر سایۀ خلافت بیش از هزار سال، مسلمانان رهبرانی را به سطح جهانی در عرصه‌های مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و آموزشی داشتند. سرانجام کشورهای صلیبی اروپایی به کمک خائنین عرب و ترک، پس از سال‌ها تلاش سپر و محافظ ما را از میان برداشته و نابود ساختند. پس، این چگونه اتفاق افتاد؟  چرا؟

در نبود محافظ خود، با تقسیم شدن به بیش از پنجاه دولت خورد و کوچک ضعیف و ناتوان شدیم. به جای تطبیق اسلام در هر یک از این دولت‌ها حاکمانی روی کار آمدند که به جز به نظم و سیستم‌های فاسد استعماری جهان به چیزی دیگری وفادار نبودند. نیروهای ما به عوض این که به عنوان یک نیروی قوی مسلح برای آزادسازی مسجدالاقصی و کشمیر اشغالی بسیج شوند، برای تقابل با یکدیگر در آن سوی مرزهای استعاری تقسیم گردیدند. جهاد در حالی به تعویق انداخته شد که ارتش‌های ملل کافر آزادانه و بدون هرگونه ترس به گشت‌وگذار در سرزمین‌های ما آغاز نمودند – گویی که املاک موروثی خود شان باشد - .

میلیون‌ها کودک یتیمم شد، صدها و هزارها مسلمان به شهادت رسیدند و هزاران زن عفیف و پاک‌دامن مسلمان مورد تجاوز قرار گرفت. سرزمین‌های ما به میدان جنگ و غنیمت دولت‌های کافر مبدل شد و ما محض حیثیت تماشا چی را به خود گرفتیم و همواره اجساد مردگان مان را حساب نموده و دفن می‌کردیم. استعمارگران ثروت و منابع سرشار ما را مورد استثمار و بهره‌کشی قرار داده و اقتصاد غرب را فربه ساختند و ما به نمونۀ از فقر و بدبختی تبدیل شدیم. بدبختی اقتصادی فعلی ما اصلاً با زمان خلافت قابل مقایسه نیست که در تحت حاکمیت آن بیت‌المال؛ زکات، عشر و خراج را از اهل ثروت جمع‌آوری نموده و به فقراء و نیازمندان ما توزیع می‌کرد به گونه‌ی که نیازهای آن‌ها مرفوع  و بارهای‌شان برداشته می‌شد.

ای مسلمانان پاکستان! غرب می‌خواهد ما باور کنیم به این که ما نیروی ضعیف استیم و نمی‌توانیم در برابر نظم فاسد جهانی آن مقاومت کنیم؛  تا به این ترتیب احساس مجبوری کنیم و مثل برده‌ها در زیر بار نظم و تمدن جهانی استعمارگر زندگی کنیم.  در حالی‌که جهان اسلام با داشتن منابع سرشار، موقعیت‌های استراتیژیک، نیروی جوان، میلیون‌های سربازی که آرزوی پیروزی و شهادت دارند، سلاح‌های مدرن، و گذشته از همه، داشتن دین حق (اسلام) مورد لطف و رحمت پروردگار قرار گرفته است.  این تنها برپایی مجدد خلافت است که قدرت واقعی ما را تبارز داده و بر مبنای آن‌چه الله  سبحانه‌وتعالی نازل فرموده بالای ما حکم می‌کند. حزب‌التحریر راهنمای مخلصی که هرگز به مردمش دروغ نگفته، قانون اساسی مکمل و هم‌چنین قوانین و پالیسی‌های را برای آمدن خلافت تهیه و ترتیب داده و همه‌ی ما را به پیوستن به پیش‌برد مبارزه اش فرا می‌خواند.

تغییر در جهان  اسلام با ریشه‌کن  سازی حکام و اوضاع فعلی و افتخار تأسیس خلافت بر منهج نبوت در پاکستان به عنوان یک مکان مناسب  امکان‌پذیر است. ما خوب می‌بینیم که با گذشت هر روز، بردگی ما نسبت به غرب عیق‌تر شده می‌رود. میوۀ تلخ  صدسال پیروی از غرب دور و بر ما را احاطه کرده و نزدیک است که بوی گند آن ما را خفک نماید. آیا وقت آن نیست که ما اسلام و نظام آن را بازگردانیم؟ در واقع  بهترین فرصت برای بازگردانیدن خلافت فرا رسیده است! پس بیایید برای بازگشت عزت گم‌شدۀ خویش از طریق تأسیس سپر و محافظ خود ( خلافت) تلاش به خرچ دهیم.  رسول الله صلی الله علیه وسلم با الهام از وحی از جانب الله سبحانه‌وتعالی توسط جبرئیل علیه السلام به امت خود فرموده:

« الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

ترجمه: حقیقتاً امام/ خلیفه سپر است که از ورای آن جنگیده می‌شود و به آن پناه  برده  می‌شود.

#خلافت_را_برپا_کنید

#أقيموا_الخلافة
#ReturnTheKhilafah
#YenidenHilafet
#خلافت_کو_قائم_کرو

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر_ولایه پاکستان

مترجم: حذیفه مستر

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه