جمعه, ۰۶ ربیع الاول ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۵/۰۸/۲۹م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

کسی‌که روزه ماه رمضان را بشکند، از دیدگاه ابن سلمان در امان است؛ اما چی کسی او را از مکر و عذاب الله سبحانه وتعالی امان می‌دهد؟!

(ترجمه)

خبر:

در فیصله‌ای که محمد ابن سلمان ولیعهد سعودی صادر کرده و در تمام ادارات پولیس و مسئولان مربوطه در استان‌ها به صورت متن منتشر شده، آمده است که با اشخاصی‌که رمضان را به صورت مخفی و آشکار روزه نمی‌گیرند، به خاطر حقوق بشر و با در نظرداشت ارزش‌های بشری و اخلاقی و بر اساس پروژۀ چشم‌انداز نظام شاهی تا سال 2030 برای پیشرفت و شکوفائی بهتر، بر خورد صورت نگیرد.

تبصره:

معلوم می‌شود که مفهوم پیشرفت و ترقی از دیدگاه ابن سلمان به مفهوم نهضت علمی، صنعتی و تکنالوژی و یا ترقی مووسسات تعلیمی و صحی یا رشد شهرها از لحاظ اقتصادی و سوق دادن آن به سمت شهرهای توسعه‌یافته ارتباط ندارد. با وجود آن‌که مملکت سعودی ذخایر غنی از نفت و ارز خارجی را دارا می‌باشد که بالغ بر 500 ملیارد دالر می‌شود و این عبارت از بالاترین رقم در سطح منطقه عربی است و بزرگ‌ترین منبع نفت در جهان شمرده می‌شود؛ اما در سطح دولت‌های خلیج فقیرترین سرزمین به حساب می‌رود تا جائی‌که بر اساس سرشماری‌های غیررسمی آمار آن به حدود %25 رسیده است و در عین حال بر اساس گزارش‌های حکومتی میزان بیکاری در میان سعودیان به %12.8 می‌رسد؛ با وجودی که دولت سرشماری حقیقی را مخفی می‌کند و این با ثروت‌های که در اختیار دارد تکان دهنده به نظر می‌رسد.

اما پیشرفت و شکوفائی از دیدگاه ابن سلمان در برتری‌جوئی بر احکام شرعی و دور انداختن آن‌چه که از لحاظ فکری و تشریعی به اسلام ارتباط دارد و جنگ با آن و ممانعت از آن است، از آن جمله برداشتن ولایت از زن تا دیسکو حلال، بی‌حیائی هیئت عمومی برای خوشگذرانی در سعودی، زندانی نمودن علماء و اعدام بسیاری از آنان... تمام این موقف‌گیری‌ها را ابن سلمان گام‌های سریع به سوی پیشرفت و شکوفائی به حساب می‌آورد که با آن به پیشگاه بادار امریکائی خود افتخار می‌کند تا از او راضی شود.

این عادت تمام حکام عرب است که زیر پا کردن احکام شرعی را دست‌آوردن کامیابی و پیشرفت و شکوفائی می‌شمارند و شاید تاکید ابن سلمان به عدم برخورد با افراد روزه‌خوار جهت احترام به حقوق بشر، چنان‌که در فیصله‌اش اشاره نموده، دلالت واضحی دارد بر این‌که او اسلام را متهم می‌کند که با فرض قرار دادن عقوبت‌های شرعی بر روزه‌خواران به حقوق بشر و آزادی‌های فردی احترام نگذاشته است. درحالی‌که اگر شخصی قصداً در رمضان روزه نگیرد و آن را حلال بشمارد کافر گردیده. پس از وی طلب توبه می‌شود؛ اگر توبه کرد درست و اگر نه کشته می‌شود و هرکس که آشکار روزه بخورد، امام (حاکم) او را تعزیر می‌کند و او را چنان مجازات می‌کند که او و افراد همانند او را از این عملکرد بزرگ باز دارد.

بدون شک که قانونی نمودن برداشت عقوبت از روزه‌خوران آشکارا در رمضان، در حقیقت تحریک آشکار احساسات باشندگان سعودی  است و در ظاهر حمایت از کسانی است که روزه می‌خورند و در باطن تشویقی بر انجام گناهان به صورت آشکار و تحت پوشش قانون می‌باشد و این بی‌احترامی آشکارا در برابر احکام شرعی، تعدی بر احساسات باشندگان سعودی و بالا بردن وضعیت ازدحام و بی‌عدالتی در میان مردم است.

 آیا ما از اجتماعی با اقلیت مسلمان صحبت می‌کنیم تا نیاز به این فیصله‌ها داشته باشد یا ما از اجتماع مسلمانی  صحبت می‌کنیم که دینش را دوست دارد و از آن حفاظت می‌کند و به اساسات آن چنگ می‌زند و با حکومت خود به خاطر این دین به صورت مخفی و آشکارا مبارزه می‌کند؟؟

بناءً عدم برخورد با روزه‌خواران آشکار، عبارت از گشایش عرصه برای ازدیاد فیصله‌های تحریک‌آمیز و هتک حرمت به دین و احکام آن و حمایت از موج الحاد در سعودی و پرچم سفیدی است که آن را در مملکت بلند می‌کند تا برای غرب بیان دارد که از آزادی‌های فردی حمایت می‌کند و چنان نیست که می‌گویند تا این‌که آن را در عرصۀ حقوق بشر در لیست سیاه ثبت کنند و به تهمت بزرگ متهم شود که شریعت اسلامی را تطبیق می‌کند.

گویا این غافل نادان ابن سلمان نمی‌داند که انقلاب به زودی در حال آمدن است و پادشاهی‌اش ضربه خورده و هرچند که برتری‌جوئی و تکبر کند، دیدگاه او ثمره‌ای به دنبال نخواهد داشت. بدون شک که امریکا از آن بی‌نیاز خواهد شد و آن را برای جلادهایش خواهد سپرد و غیر از آن را خواهد آورد. چنان‌که روزی او را به این موقف آورد و هرجادو به جادوگر باز خواهد گشت. امت دوباره حاکمیت خود را باز خواهد یافت و با تأسیس دولت حق و عزت، خلافت راشده بر منهج نبوت که این پادشاهی ستمگری را در شرق و غرب نابود خواهد نمود، حدود الله سبحانه وتعالی را اقامه کرده و بنیان تجاوزگران را قطع کرده، زندگی‌اش را با اسلام از سر خواهد گرفت.

نویسنده: نسرین بوظافری

مترجم: احمد صادق "امین"

ادامه مطلب...

فلسطینی‌ها در لبنان میان شرایط پر‌مشقت زنده‌گی و زدو بند‌‌های سیاسی به سر می‌برند!

  • نشر شده در لبنان

(ترجمه)

بیش‌تر از هفتاد سال می‌شود که فلسطینی‌ها در لبنان شرایط پر‌مشقت زنده‌گی، حقارت و رویۀ نادرست را تحمل می‌کنند. با بررسی دقیق مشکلِ فلسطینی‌ها در لبنان و کسانی‌که حضور و زنده‌گی خویش را در آن جا مؤثر می‌داند، موارد ذیل واضح می‌گردد:

یکم) بحران هؤیت لبنانی‌ها: هؤیت لبنانی‌ها که فرانسۀ استعمار‌گر آن را به هؤیت فرقه‌ای مبدل کرد، در نماینده‌گی موجودیت فلسطینی‌ها و هراس از تغییر آمار نفوس این مردم که به فرقۀ لبنانی‌های سنی به شمار می‌آیند، خود باعث بحران گردیده است. در واقع، این طرز دید با محاصره و محدود‌سازی حقوق انسانی مردم فلسطین از قبیل کار و حق مالکیت و سپس انکار دولت لبنان از ادامۀ حمایت‌اش از مردم آن کمپ مبنی بر ادعا‌های پوچ و بی‌معنی، ایجاد و در عوض معاملۀ ناجوان مردانه نصیب مردم فلسطین شد. مقامات لبنان دستورات امریکا را تحکیم و با دیدگاه تازه‌اش مبنی بر به رسمیت شناختن هویت‌یهود در سرزمین فلسطین وفادار هستند و مشکل تازۀ اقتصادی و سیاسی لبنان که مردم لبنان را از دید اقتصادی ضربه زده است، تاثیرات زیاد بالای شرایط زنده‌گی فلسطینی‌ها نیز گذاشته است.

دوم) بحران UNRWA: کشور‌های مهمی‌که حضور هویت‌یهود را در سرزمین فلسطین از طریق تصویب‌نامۀ شماره 181 که توسط هیئت عمومی سازمان‌ملل در سال 1947م صادر شد، حمایت و پشتیبانی کردند. این تصویب‌نامه کاملاً با تصویب‌نامه‌ای که انجمن امداد‌رسانی برای مهاجرین فلسطین"UNRWA" مطابق بر تصویب‌نامۀ شماره 302 که توسط خود هیئت عمومی سازمان‌ملل در سال 1949م با هدف برنامه‌های امداد‌رسانی و شغلی برای مهاجرین فلسطین صادر کرد، مشابه می‌باشد تا این که راه‌حلِ دیگری بر این قضیه پیدا شود، گرچه در نبود راه‌حل اساسی، هیئت عمومی سازمان‌ملل قوانین "UNRWA" را تجدید نموده است که آخرین نمونۀ آن تمدید ادامه کارش الی 30هم ژؤنیه 2023م می‌باشد. در جریان 72 سال، انجمن "UNRWA" که به منظور رسیده‌گی با وضعیت اضطراری پناهنده‌گی ایجاد شده بود، بخش از حقیقت زنده‌گی فلسطینی‌ها گردیده است. هنگامی‌که کشور‌های مهم مخصوصاً امریکا حمایت از راه‌حلی می‌کند که حضور و استقرار یهود را همیشه گی می‌سازد؛ حکام در جهان اسلام نقش خود را با فشار آوردن مهاجرین برای ترک کمپ‌ها ایفأ می‌کنند و زمینۀ متفرق شدن آن‌ها را در تمام جهان مساعد می‌سازد. اما در چنین شرایط دشوار انجمن "UNRWA" مفقود می‌شود و دستورات شدید وجود دارد که این انجمن با مسایل زنده‌گی فلسطینی‌ها هیچ دخالت نداشته باشد؛ حتی اگر کمک مالی باشد. این حالت از عمل‌کرد مأمورین اداری آن با وجود داشتن تمام اختیارات قانونی کاملاً واضح می‌شود که مثال‌های آن چشم گیر است.

-          انجمن "UNRWA" با وجود داشتن بودجه، اختیار و قدرت عملی ساختن برنامه‌های امداد رسانی، واضحاً رساندن کمک برای مهاجرین در وضعیت بحرانی ویروس‌کرونا را به تأخیر می‌اندازد.

-          غفلت در اتخاذ اقدمات ضروری صحی در مقابله با ویروس‌کرونا مثال دیگری از بی‌کفایتی این انجمن می‌باشد. همان طوری‌که با مورد انتقاد قرار گرفتن و مورد تمسخر قرار گرفتن وزیر صحت لبنان از عمل کردش برای ساخت سرپناه قرنطین در یکی از مکاتب کمپ گالیلی که کاملاً فاقد معیار‌های صحی و ایمنی می‌باشد، این امر به خوبی معلوم می‌شود.

-          واگذاری بودجه انجمن "UNRWA" در اختیار دولت در نتیجۀ بحران مالی و عدم استفاده این انجمن از اختیارات بین المللی برای اتخاذ اقدامات شدید به منظور توقف دادن چپاول این پول از طریق بانک‌ها و سیاسیون مفسد لبنان. چنین گزارش شده است که از ماه اکتوبر 2019م بدین سو پروژه‌های "UNRWA" متوقف شده است؛ این پروژه هزاران کارگر و مأمور فلسطینی را صاحب وظیفه می‌ساخت و مارکیت‌ها از داخل و بیرون این کمپ مستفید می‌شدند.

-          فرمان‌برداری از سیاسیون لبنان برای سپردن موضوع کمپ‌ها به مقامات نظامی و امنیتی که باعث افزایش خشونت‌ها علیه مهاجرین در مراحل تلاشی گردیده است؛ در نبود کدام اقدام عملی بر شعار "UNRWA" مبنی بر "حمایت و حفاظت" درین اواخر دَر‌های درین کمپ‌ها ایجاد کردند که در زمان بحران‌کرونا کاملاً مسدود بود؛ گویی این که مردم زندانی و یا گلۀ از حیوانات در آغل اند.

-          ناکامیِ حقوق‌بشر برای جلوگیری خشونت علیه مهاجرین مخصوصاً حقِ ملکیت شخصی و کار که تاثیر بزرگِ در آرامش شرایط سخت زنده‌گی مردم داخل کمپ می‌گزارد که این کار منجر به تحمل زنده‌گی پر مشقت و دور از منطق آرامش و معیشت زنده‌گی برای آن‌ها شده است.

-          انجمن "WNRWA" هیچ نوع اقدامات مؤثری را برای تمویل کننده‌ها و اشخاص که مسؤل مسایل سیاسی و اقتصادی لبنان اند نمی‌کنند تا وضعیت کمپ‌ها را صحی و ایمن بسازند.

-          تیم اداری بین‌المللی "UNRWA" صرف وظایف داخلی اداری روز‌مره را انجام می‌دهند و کدام تصمیم استراتیژیک برای توقف وضعیت وخیم آن‌ها اتخاذ نمی‌کنند.

-          انقیاد این انجمن تحت فرمان بعضی گروه‌ها و یا احزاب و دخالتِ آن‌ها در پروسه استخدام افراد که منطق تعصب را به طور دایمی نهادینه ساخته اند که این کار چرغ کاری انجمن را فلج و اشخاص شایسته را از استخدام شدن محروم کرده است.

سوم) بحران احزاب فلسطینی که با شعار آزاد‌سازی کامل فلسطین آغاز و با تصویب راه حل "دو دولت" خاتمه یافت و به ناچار در میدان عمل با شعار "حق بازگشت" سقوط نمود هم‌چنان با سرِ زبان‌ها قرار گرفتن فریب خورد: بیش‌تر مهاجرین فلسطین در لبنان از همان بخش سر زمین مقدس فلسطین اند که حاکمیت یهود تأسیس شده است؛ سر زمین مسمی به 48 که احزاب آن را به حیث حق یهودی‌ها شناخته اند! بنا بر آن، آن‌ها به کجا باز گردند؟!

حالا این احزاب هیچ نظرِ در مورد حضور فلسطینی‌ها در لبنان ندارند و نه با فلسطینی‌های باقی‌مانده در لبنان در ادعای شان برای حفظ حق بازگشت هم‌کار و همراه هستند که عملاً و در میدان واقعیت این مهاجرین را در موجودیت حاکمیت یهود به رسمیت نمی شناسند. هم‌چنان این احزاب متعهد به توافق نیستند که در این کشور‌ها فلسطینی‌ها بیش‌ترین عمر خود را سپری نموده اند ولی با زنده‌گی کردن فلسطینی‌ها در اروپا و امریکا خرسند اند!!

پس چرا این احزاب با تمام موارد تحقیر‌آمیز فلسطینی‌ها در لبنان، محروم‌سازی آن‌ها از حقوق بشری خرسند اند و در مقابل دولت نمی‌ایستند؟ پاسخ‌اش این است که حالا این احزاب هیچ پروژه‌ای و یا فکرِ برای بهبودی وضعیت این مردم ندارند، به جز از استفادۀ منابع باقی مانده، سوء استفاده از وضعیت آن‌ها برای پر کردن جیب‌ها و شکم‌های خود، حفظ روابط با سیاسیون لبنان و شرکای دسیسه‌گر در فساد، دیگر کاری ندارند. فلهذا توجیه سیاسی پسران فلسطین که تصویب نامه‌های بین‌المللی در پشت پرده و تمام مقامات آن را طراحی می‌کنند، گم شده است و به هیچ جایی نرسیده است.

لذا حزب‌التحریر به طور عام مردم فلسطین را و به طور خاص مردم لبنان را چنین مورد خطاب قرار می‌دهد که دید و یا مفکورۀ خویش را به سوی سرنوشت خویش بازتاب دهید؛ زیرا سرنوشت شما جدا از سرنوشت تمام مسلمانان نیست که از بی‌عدالتیِ مزدوران غرب به ستوه آمده اند؛ دولتِ واحد آن‌ها از بین برده شد که در موجودیت آن دولت، حتی سایۀ یهود و استعمارگران هرگز نمی‌توانستند جرئت تأسیس حاکمیت یهود در فلسطین را کنند و شما را اخراج نمایند. فلسطین مانند لبنان، سوریه و مصر، همۀ آن سرزمین‌های اسلامی‌ست و سرزمین شماست؛ لهذا از ماندن در کشور خویش شرمنده نباشید؛ زیرا شما نسبت به مزدوران غرب به مراتب بهتر هستید. آزاد‌سازیِ فلسطین، مسراء پیامبر صلی الله علیه و‌سلم مسؤلیت هر مسلمان روی زمین است، اما بقای شما مخصوصاً در سر زمین شام، استقرار و صبر شما در مقابل اندوه و زنده‌گی پر مشقت، اجر بزرگ دارد ان شاالله! زیرا این کار نقشه‌های کافران را به خاطر بیرون کردن شما از شام، دور نگهداشتن شما از مساکن مسلمین، بیت المقدس و محوطه آن، به خاک یک سان می‌کند.

﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [آل عمران: 200[

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! در برابر مشکلات و هوس‌ها استقامت کنید و در برابر دشمنان نیز پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از الله بپرهیزید، شاید رستگار شوید!

حزب‌التحریر-ولایه لبنان

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

آقای اردوغان! تابکی گرایش به غرب؟

(ترجمه)

خبر

اردوغان رئیس جمهور ترکیه ضمن مساعدت لوازم و وسایل طبی به دولت آمریکا، طی یک نامه‌ای نیز از  همکاری و ارتباط خود به رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، تاکید نموده و اطمینان داد.

تبصره

درحالی‌که هنوز تأثیرات منفی بحران اقتصادی سال 2008م. از بازار اقتصادی جهان برچیده نشده و جهان تاکنون از آن جان سالم بدر نبرده است، باز ویروس کرونا آن را حیران نموده است. با وجود فرصت‌های مالی بزرگ و حتی قدرت داشتن بر کسب جایزه نوبل در عرصۀ علوم طبی آمریکایی، اشتباه نخواهد بود که بگوییم خفه شدن آمریکا در راه مبارزه با ویروس کرونا، دلیل عملی بر شکست نظام سرمایه‌داری و انحلال آن می‌باشد. با توجه به درگیری‌های آمریکا و فعالیت‌هایی‌که در راه مبارزه علیه ویروس کرونا انجام داده است، معلوم می‌شود که آمریکا شکسته خورده است و نیازمند کمک بوده و به کشورهای جهان سوم می‌ماند.

 دولت‌های ابرقدرت که چند ماه قبل با اعتماد بر تکنالوژی خود ادعا کردند که می‌توانند به فضاء بروند و در آن‌جا زندگی کنند، اکنون حتی از خانه‌های خود به خاطر عجز و ضعفی‌که دارند، بیرون شده نمی‌توانند، چه برسد که به فضاء بروند. ابرقدرت‌های جهان مثل آمریکا به خاطری‌که به ماسک، که یک تکه پارچه‌ای بیش نیست، دست یابند، کالاهای یک‌دیگر را غارت می‌کنند. گذشته از همه، آیا نظام سرمایه‌داری مثل که ثورستین فیبلین بیان کرده است "سطح پیشرفتۀ متشکل از اعمال کثیف" نیست؟

بعد از این‌که از میزان ضعف و عجز دولت‌های کافر استعمارگر مخصوصاً آمریکا در تعامل با بیماری فراگیر کوید-19 یاد کردم، دوست دارم از کمکی‌که اردوغان بسوی امریکا رهسپار نموده سخن برانم. این مسئله را می‌توان از دو زایه بررسی نمود: اگر این مسئله را فرض کنیم که اردوغان به خاطر کسب عواید از حیث سیاست داخلی انجام داده است، درین صورت به هیچ وجه تفسیر آن ممکن نبوده، نه از دیدگاه اسلام و نه از دیدگاه انسانی. پس این یک گناه و جنایت بزرگی می‌باشد.

ای حکام! امریکا که به مساعدت و همکاری آن می‌پردازید، ملیون‌ها مسلمان را به خاطر منافع مخصوص خود به قتل می‌رساند. همین کفار استعمارگر اند که در تمام اکناف جهان خون به راه انداخته و سبب بسیاری از دردها و اندوه‌ها شده‌اند. تمام دولت‌های استعمارگر خاصتاً آمریکا از خون مسلمانان که به خاطر حفظ اشغال‌گری و بهره‌برداری‌شان از سرزمین‌های اسلامی ریختانده می‌شود تغذیه می‌شوند. چگونه می‌توان که برای دشمنان اسلام کمک‌ها را فرستاد؛ درحالی‌که مسلمانان را به خاطر سیاست‌های کثیف‌شان در آفریقا و یمن به قتل می‌رسانند؟ هیچ توجیهی برای این عمل زشت وجود ندارد؛ خصوصاً زمانی‌که افرادی نیازمند به کمک، در داخل سرزمین خودت موجود باشند. چنان‌که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»

ترجمه: وقتی که حیا نداری هرچه می‌خواهی بکن!

با وجود این، اگر این مساعدت از سوی اردوغان صورت نگرفته باشد و بلکه نتیجه ضعف آمریکا در راستای درخواست فرستادن کمک برایش باشد، این خود گناه دیگری به شمار می‌رود. آیا به حمایت آمریکا که عنقریب ورشکست خواهد شد، می‌پردازی تا زنده بماند؟ ای حکام سرزمین‌های اسلامی! با درنظرداشت این‌که نظام سرمایه‌داری می‌میرد، آیا باز هم از این حقیقت خود را به نادانی می‌زنید و برای این نظام مریض به مثابه خون می‌گردید؟ یا که به حمایت آخرین نظام سرمایه‌داری و رهبران آن و کفار استعمارگر ادامه می‌دهید تا که زنده بمانند؟ با وجود این، امت از شما می‌خواهد تا که پیشگامانی برای خیر شوید نه برای شر.

اکنون انتخاب با شماست: آیا خواهید گفت که "نظام سرمایه‌داری مرده است، سرمایه‌داری جدیدی را احیا می‌کنیم!" یا که نظام اسلامی را بر تمام بقایای نظام سرمایه‌داری مرده برپا خواهید کرد؟ کار به دست خودتان است تا که پیشگامانی برای نظام جهانی جدید شوید.

نویسنده: عبدالله إمام أوغلو

مترجم: محمد "مزمل"

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

خبرها کاهش ناگهانی قیمت نفت مخصوصاً نفت تگزاس را دست به دست نموده، رقمی‌که به قیمت 30 دالر زیر صفر رسید و نفت خام برنت که به صورت منظم داد و ستد می‌شد، به 9% رسیده و قیمت هر بشکه آن به 25 دالر رسید، که عوامل کاهش نفت مختلف بوده خواه این کاهش ناگهانی به پرشدن ذخیره‌ها ارتباط داشته باشد و یا به اثر کرونا که روی نزول اقتصاد و تقاضای نفت تأثیر داشته است! سوال این است که اگر عمیق‌تر به این مسأله ببینیم عوامل بحران نفت چیست؟ آیا این بحران ادامه خواهد داشت؟ این بحران بر اقتصاد امریکا و اقتصادی جهانی چی تأثیری خواهد داشت؟

پاسخ

برای درک واقعیت بحران نفت به صورت کلی و مخصوصاً برای بحران نفت (غرب تگزاس) و هم‌چنان برای درک تأثیر آن بر اقتصاد امریکا و اقتصاد جهان ضروری است که سه واقعیت و یا سه موضوع را بشناسیم، مسأله اقتصادی و سیاسی و تأثیر آن بالای نفت "تگزاس" سپس شناخت تأثیر آن بالای نفت برنت و هم‌چنان شناخت تأثیر آن بالای اقتصاد امریکا و جهان.

اول) تأثیر ویروس کرونا بالای مصرف نفت: از آغاز سال جاری ویروس کرونا از چین انتشار و به اروپا و سپس به امریکا انتقال یافت و بعداً شیوع ویروس کرونا یک سلسله اقدامات قرنطینه‌ای و توقف بسیاری از بخش‌های اقتصادی را در تمام کشورها با خود داشت. هم‌چنان شیوع کرونا حرکت و پرواز هواپیماها را به دلیل منع سفر در بسیاری از کشورها مخصوصاً اروپا و امریکا متوقف ساخته و این کشورها از ترس انتقال ویروس کرونا حرکت هواپیماهای شان را متوقف ساختند، هم‌چنان اختلال و بی‌نظمی وحشتناک شدیدی که روی تجارت بین‌المللی به اثر توقف تقاضای مواد غیر غذائی و غیر صحی به وجود آمد، این موضوع باعث شد تا بر حرکت حمل و نقل تراسپورتی تأثیر بگذارد؛ در حالی‌که حمل و نقل خشکه و دریائی %68 از نفت را به مصرف می‌رساند. (منبع: اندپندنت عربی 24 اپریل 2010م)

 این موارد باعث شد که تقاضای جهانی نفت به سبب کرونا به کاهش بزرگی مواجه گردیده و این کاهش تقاضا، با انتشار ویروس کرونا از یک کشور به کشور دیگر عمیق‌تر شود، چنانچه هرجا که ویروس کرونا شیوع پیدا کرد، فلج شدن بسیاری از بخش‌های اقتصادی را با خود داشته؛ ولی تعامل آن با نفت متفاوت بود. وقتی کرونا در دولت‌های بزرگ اروپائی غربی انتقال یافت، باعث کاهش شدید تقاضای نفت جهانی گردید؛ چون این دولت‌ها مصرف کننده بسیار نفت بودند، وقتی این ویروس به صورت شدید آن به امریکا شیوع  پیدا کرد بحران نفت چنین حالتی را با خود گرفت، امریکائی‌که 20% درصد نفت جهانی را به مصرف می‌رساند، بناء اگر از ناحیه ارقام حساب کنیم، تقاضای نفت 30% در جهان کاهش یافت، جهانی‌که نزدیک به 100 ملیون بشکه نفت در روز به مصرف می‌رساند، در این زمینه دو مورد از اظهارات که در مورد کاهش تقاضای نفت در جهان ابراز گردیده بیان می‌کنیم:

1-       اظهارات اول: آژانس انرژی بین‌المللی به تاریخ 15 اپریل 2020م طوری پیش‌بینی کرد که تقاضای جهانی سالانه نفت روزانه به 29 ملیون بشکه خواهد رسید که این کاهش رقمی را ثبت خواهد که در طول 25 سال شاهد آن نبوده است... (مبنع: روزنامه وفد 15 اپریل 2020م)

2-       اظهارات دوم: «الکساندر نوفاک وزیر انرژی روسیه اعلام نموده که تقاضای جهانی نفت روزانه به 20 الی 30 بشکه کاهش یافته است. او گفت: حالا ما به پائین‌ترین درجه تقاضای جهانی نفت مواجه شدیم.» (منبع: عربی نت 22 اپریل 2020م)

به این ترتیب می‌بینیم که تقاضای جهانی نفت آن قدر کاهش یافته که در غیر از جنگ‌های جهانی تصور آن را کرده نمی‌توانیستم. این کاهش سرسام‌آور در طی سه الی چهار ماه یعنی در جریان بحران کرونا به وجود آمده، به حدی‌که نفت تگزاس با پائین‌ترین درجه خود یعنی به 37 درجه زیر صفر رسیده است و این کاهش سرسام‌آور به تاریخ 20 اپریل 2020م اتفاق افتاده که این روز را به نام دوشنبه سیاه نام گذاشتند.

دوم) واقعیت سیاسی: چون نفت یک کالای استراتیژیک است، دولت‌ها این کالا را برای ضربه زدن دیگر دولت‌ها استفاده می‌کنند. منظور استفاده این‌چنینی سیاست امریکا است، چون امریکا بود که یک ماه قبل به وسیله سعودی جنگ نفت را در برابر روسیه به راه انداخت که توضیح بیش‌تر این مسأله قرار ذیل است:

1-       امریکا روسیه را مجبور ساخت تا تولید نفت را کاهش داده تا قیمت بلند نفت را حفظ نموده و شرکت‌های شیلی امریکائی در بازار نفت رقابت کنند، زیرا استخراج نفت شیلی امریکائی بسیار پر مصرف است، از طریق این سیاست، سعودی توانیست که در طول سه سال روسیه را مجبور سازد تا تولید نفت روزانه به مقدار 2.1 ملیون بشکه نفت کاهش یابد، که در این تولید نفت "اوپک" روسیه نیز شرکت نمود؛ گروهی‌که جدیداً مشهور به "اوپک پلس" شد. این توافق سعودی با روسیه در اخیر مارچ 2020م به پایان رسید و این توافق قبل از انتشار کرونا بوده که آخر این توافق‌نامه هم‌زمان با شیوع کرونا واقع شده است.

2-        با شیوع ویروس کرونا در چین و آغاز انتقال آن به ایتالیا، قیمت نفت کاهش یافته و هر بشکه نفت برنت به 45 دالر رسید که این سطح قیمت و ادامه آن خطری بود برای تولید کننده‌گان نفت امریکائی، چون کاهش این چنینی تولیدکنندگان نفت امریکا را تهدید به اخراج‌شان از بازار نفت می‌نمود؛ لذا امریکا خود را مجبور احساس کرد که قیمت نفت را بالا ببرد، در این وقت بود که امریکا سعودی را مجبور ساخت تا بر ضد روسیه فشار وارد کرده تا در کاهش تولید نفت خود بیفزاید، چون تقاضای جهانی نفت به سبب شیوع کرونا به طور دوامدار پائین آمد؛ بناءً نشست "اوپک پلس" به تاریخ 6 مارچ 2020م صورت گرفت، زمانی‌که روسیه هرگونه کاهش اضافی تولید نفت را رد کرد و این عکس العمل روسیه به دلیل ترس آن از کاهش تولید نفت شیلی بود.
3- با از بین رفتن این نشست" اوپک پلس" قیمت نفت 10% به صورت فوری کاهش یافته آن‌هم به سبب انتشار خبر اختلاف گروه "اوپک پلس".

4- سعودی بعد از ناکام ماندن این نشست طی چند روز نزدیک آن جنگ قیمت نفت را علیه روسیه شروع کرد تا آن را از طریق پنج راهکار مجبور به کاهش تولید نفت سازد.

الف- راهکار اول سعودی این بود که از توافق‌نامه اول (توافقنامه که به اساس آن باید 2.1 ملیون بشکه روزانه کاهش می‌یافت) شانه خالی کند، با وجودی‌که روسیه اعلام نمود که به این توافق‌نامه پایبند می‌باشد.

ب- افزایش وحشتناکی در تولید نفت بود که این راهکار از 1 اپریل درست از ختم میعاد توافق‌نامه اول شروع شد، توافق‌نامه‌ای که میزان کاهش تولید نفت با روسیه را مشخص می‌نمود. بدین ترتیب از آغاز این راهکار میزان افزایش تولید روزانه نفت به 12 الی 13 ملیون بشکه می‌رسد، هرچند که در تقاضای جهانی نفت به سبب کرونا مشکلات زیادی پیش آمد.

ج-: کاهش قیمت مزدوران آسیائی در ازای هر بشکه نفت به 6 دالر امریکائی که سطح قیمت اولین بار در تاریخ خصمانه است.

د- کاهش و افزایش مزدوران آسیائی به خاطر از بین بردن نقش روسیه در بازار نفت است.

ه- به اجاره گرفتن کشتی‌های بزرگ نفت کشی‌که مانند ذخیره‌های شناگری در دریا بوده و با این پرخوری شان بازار نفت را به کساد می‌کشد.  

5- با این راهکارها که سعودی در همین چند روز نزدیک اعلام نمود، به تاریخ 6 مارچ 2020م نشست"اوپک پلس" را در پی داشت که این نشست کاهش ثلث قیمت نفت را به وجود آورد. روز دو شنبه قیمت نفت به ثلث قیمت‌اش رسیده و از زمان جنگ خلیج یعنی سال 1991 م به بیشترین خسارات روزانه رسید. این کاهش وحشتناک بعد از آن بود که سعودی به بلند بردن تولید نفت اشاره کرده و گفت که این افزایش تولید نفت به دلیل شیوع ویروس کرونا می‌باشد تا در بازار کمک بیشتری گردد. از همین جهت سعودی از قراردادهای آینده خود که 22 درصد نفت خام برنت را به 37.05 دالر در هر بشکه قیمت‌گذاری کرده بود عقب نشینی کرده که بعدا 31 درصد نفت خام را به 31.02 دالر در هر بشکه قیمت گذاری که این قیمت پائین‌ترین سطح از 12 فیبروری 2016م است. (منبع: رویترز 9 مارچ 2020 م.)

در حالی‌که می‌دانیم که خام برنت از منابع و چاه‌های نفت بحر شمال استخراج می‌گردد و خام برنت مخلوطی از نفت زیوت خام، فورتیز، اوزبیرگ و ایکوفیسک می‌باشد که این نوع نفت دو سوم معیار قیمت‌گذاری تولید نفت جهانی را رقم زده مخصوصاً در بازارهای اروپا و افریقا و گاهی اوقات به امریکا و بعضی از کشورهای افریقائی صادر می‌شود، البته این داد و ستد زمانی صورت می‌گیرد که بعد از مصارف حمل و نقل، قیمت نفت مناسب باشد.

 داد و ستد قراردادهای آینده خام برنت از طریق شرکت بورص انترکونتیننتال(ICE) در لندن پایان یافت، یعنی سعودی با این راهکارهایش سبب شد تا قیمت نفت کاهش یابد و بعد از 1 اپریل بعد از ختم توافق‌نامه "اوپک پلس" با روسیه از وقتی‌که سعودی این گام‌ها را به اجراء گذاشت، کثرت تولید نفت در بازار محسوس شده و باعث شد که قیمت نفت برنت به زیر 30 دالر برسد که این تحول در جریان ماه اپریل و قبل از 20 اپریل 2020م صورت گرفت.

6- این سیاست سعودی در اصل سیاست امریکا به خاطر فشار وارد کردن بر روسیه بوده اما این سیاست حدوداً قبل از دو ماه در واشنتن طراحی شده بود؛ یعنی قبل از آن‌که ابعاد کاهش تقاضای نفت به سبب شیوع کرونا پیش‌بینی شود، مخصوصاً کاهش تقاضای نفت در امریکا. در نتیجه این دو سیاست یعنی سیاست تحمیل شده امریکا بر سعودی و شدت کاهش تقاضای نفت شمشیر ویران کننده که اداره ترامپ آن را ساخته بود تا روسیه را توسط آن بزند مانند شمشیر دولبه شد که دو طرف به شمول شرکت‌های شینی امریکا را مورد ضربه قرار داد؛ یعنی پلان‌های که امریکا برای ضربه زدن روسیه از طریق کاهش قیمت نفت طرح‌ریزی کرده بود، فکر نمی‌کرد که به این عمق وفاجعه برسد. شکی نیست که عمق کاهش این قیمت، نتیجه دو عامل بوده است: سیاست امریکا- سعودی بر ضد روسیه و دیگری کاهش شدید دوامدار جهانی در تقاضای نفت؛ کاهشی‌که به این میزان در سیاست امریکا پیش‌بینی و هدف نبود.

 فشار بر شرکت‌های شیلی داخل امریکا شدت گرفته در حدی‌که شرکت "ویتینگ پترولیم" به تاریخ 2 اپریل ورشکستگی‌اش را اعلام و هم‌چنان صد شرکت شیلی امریکائی در لبه افلاس قرار گرفتند «چون قیمت نفت کم‌تر از مصارف تولید نفت شد، به گونه‌ای که مصرف هر بشکه نفت شیلی به 35 دالر رسید.» (منبع: اسواق عربی 11 مارچ 2020م.)

 هم‌چنان بنا به گزارش اندپندنت عربی به تاریخ 24 اپریل 2020م قراردادهای آینده در مورد نفت غرب تگزاس روز پنج شنبه مورخ 23 اپریل بین 15 و نزدیک به 27 دالر رسید و همه این قرار دادها تا 2020م زیر قیمت یعنی زیر 30 دالر بوده و این چیزی بود که فشار را بالای نفت شیلی ایجاد کرد.

7- این واقعیت‌های خطرناک است که بر صنعت نفت امریکا به سبب شیوع کرونا ایجاد شده و به همین دلیل اعلامیه‌های اداره امریکا به کثرت نشان‌دهنده دخالت در بین روسیه و سعودی است تا هردوی این دو کشور را وادار سازد تا دو باره به کاهش تولید نفت روی آورند. رئیس جمهور امریکا طی تماس تلیفونی به رئیس جمهور روسیه به تماس شده که با این تماس لعاب دهان رئیس جمهور روسیه از شوق به جریان شده و امیدوار شد که بار دیگر در خصوص قیمت نفت با امریکا هم‌آهنگ گردد؛ چنانچه ترامپ به سعودی تماس گرفته و گفته است: «ما گفتگوی ویژه را با رئیس جمهور پوتین انجام دادیم؛ هم‌چنان گفتگوی ویژه را با ولی عهد سعودی انجام دادیم.» (منبع: یورونیوز 1 اپریل 2020م .)

خلاصه ممکن است که اداره ترامپ توافق‌نامه روسی- سعودی را برای کاهش تولید نفت مراعات کرده و این بزرگترین توافق‌نامه است که کاهش 10 ملیون نفت روزانه را پذیرفته است. «اعضای سازمان دولت‌های تولید کننده نفت"اوپک" و هم‌پیمانان شان به یک توافق‌نامه همه‌پذیری برای کاهش تولید نفت 10 در صدی جهانی دست یافتند. چیزی‌که تا اکنون تأکید می‌شود، این است که "اوپک" و هم‌پیمانان اش به زودی تولید 9.7 ملیون بشکه نفت را کاهش خواهند دادند.» (منبع: بی بی سی 12 اپریل 2020م.) اجرای این توافق از 1 می 2020م شروع شده و برای مدت دو ماه ادامه خواهد داشت. بعد از آن دولت‌های امضاء کننده نظر به تقاضای جهانی برای گذاشتن طرح آینده قدم خواهد گذاشت، بناءً این یک توافق‌نامه کوتاه مدتی است که برای مدت دو ماه به انتظار بلند رفتن تقاضای جهانی نفت خواهد نشست که با ختم ماه جون به پایان خواهد رسید؛ اما چیزی‌که در ظاهر به نظر می‌رسد این است که مشکلات قیمت نفت به عمق خود رسیده و با این توافق‌نامه به صورت مقطعی قیمت نفت به صورت نسبی بلند رفته و سپس نرخ قیمت برنت زیر 30 دالر بر خواهد گشت. چیزی‌که این مسأله را تفسیر می‌کند این است که تقاضای جهانی نفت روزانه 30 ملیون کاهش یافته؛ پس کاهش روزانه 10 ملیون بشکه برای جلوگیری این کاهش کمک نخواهد کرد.

سوم) واقعیت سومی‌که باید مورد شناسائی قرار گیرد، ذخیره نفت امریکا است: امریکا دو قسم ذخیره نفت دارد، اول ذخیره استراتیژیک برای دولت است و دوم ذخیره شرکت‌ها، این مسأله با دو مسأله قبلی در عمیق ساختن بحران نفت نقش و سهم دارد، بخشی از این مسأله به ذخیره استراتیژیک تعلق دارد و بخشی هم به نفت غرب تگزاس که توضیح این موارد قرار ذیل است:

1- به طور عموم ذخیره استراتیژیک نفت مخصوص دولت، عبارت از ذخیره‌های است که غالباً در زیر زمین ساخته شده و این نوع ذخیره برای آن است که در زمان بحران از آن استفاده گردد. بسیاری از کشورها چنین ذخیره‌هایی را بعد از توصیه‌های سازمان انرژی به سبب بحران نفت در جنگ 1973 حفاری نمود. امروزه برای هر دولت بزرگ مصرف کننده نفت ذخیره‌های نفت وجود دارد که در زمان انقطاع نفت و نیاز مندی شان امکان استفاده نفت را برای مدت 30 الی 90 روز ممکن می‌سازد.


2- درسال 1975 کنگرس امریکا قانونی را تصویب نمود که حکومت فدرالی آن وقت را مکلف ساخت تا اماکن برای ذخیره‌سازی مقدار کافی نفت خام بسازد تا در حین خطر و نیازمندی شدید به آن بتواند نیاز را تأمین کند. اماکن ذخیره امریکا بر ساحل‌های ولایات تگزاس و لویزیانا واقع شده و دولت مکلف است که برای تأمین پاسبانی این ذخایر اقدامات شدیدی را بگیرد. آخرین مقدار ذخیره استراتیژیک امریکا در سال 2009 به 727 ملیون بشکه نفت می‌رسید و علاوه بر ذخایر فدرالی، شرکت‌های امریکائی در بخش انرژی دست به ذخایر خصوصی زدند که این ذخایر خصوصی به صورت کلی مساوی با ذخایر فدارالی است و مثل این ذخایر شرکت‌ها در ولایت تگزاس بسیار بوده؛ ولایتی‌که از سالیان سال بزرگترین تولید کننده نفت امریکا به حساب آمده و نفت آن بنام "خام غرب تگزاس" یاد می‌شود و هم‌چنان ولایت "اوکلاهوما" که مجاور ولایت تگزاس است ولایتی‌که از طریق آن نفت تگزاس به دورترین نقطه خشکی امریکا انتقال داده می‌شود.

3- با نزول سابق قیمت نفت در 6 مارچ 2020م و سپس جنگ نفتی بین سعودی و روسیه، بسیاری از دولت‌ها مخصوصاً امریکا و چین به پرنمودن ذخایر استراتیژیک نفت خود پرداختند. ترامپ در آن وقت به کاهش قیمت نفت خوش‌حالی کرد و به این ترتیب امریکا به خرید نفت به قیمت ارزانی از سعودی و کشورهای دیگر اقدام کرد. قبل از فرا رسیدن "دوشنبه سیاه" ذخایر تگزاس تقریباً به پرشدن رسید. به این ترتیب مشکل ذخایر نفت به حالت متشنج و پرشدن رسید، به گونه‌ای که جاسازی نفت‌های اضافی در صورت عدم بیع در این ذخایر به یک مسأله پیچیده و احیاناً غیر ممکن تبدیل شد و به این ترتیب بسته کردن کانال‌های ذخایر به عنوان یگانه راه حل تولید کننده نفت مخصوصاً نفت تگزاس گردید.

4- به این ترتیب ذخایر نفت استراتیژیک امریکا در حد زیادی پرشده و هم‌چنان کشتی‌های نفت‌کش در دریاها به مثابه هم‌کار ذخایر نفت کارمی‌کنند؛ پس به این صورت مشکل ذخایر نفت و خیم و بزرگ شده به گونه‌ای که نیاز به هم‌کار برای ذخیره سازی نفت مخصوص نفت غرب تگزاس پیدا کرد، آن هم در نقطه تسلیم‌اش در شهر کوشینگ در ولایت "اوکلاهوما" شمال ولایت تگزاس. میزان نفت خام ذخیره شده در امریکا زیاد شده مخصوصاً در شهر کوشینگ و هم‌چنان فعالیت‌های تصفیه کن را کاهش داده است.

 آخرین حد انرژی ذخیره شده در منطقه کوشینگ به 76 ملیون بشکه می‌رسد. معمولاً برای صاحبان قرار داد  نفت که ممکن است که در وقت فرار رسیدن میعاد آن نفت را در "کوشینگ" تسلیم دهند و یا آن را در آن‌جا ذخیره سازند، البته به قیمت عادی ‌که به داخل خشکه به امریکا انتقال داده می‌شود؛ اما چیزی‌که به وجود آمده چیزی دیگری است «چیزی‌که در ولایت کوشینگ و اوکلاهما مخصوصاً وقتی ذخیره‌سازی خام تگزاس به عقب کشید، حجم ذخیره به پنج ملیون بشکه اضافه شده و تقریباً به آخرین حد خود رسید و به همین ترتیب میزان ذخایر امریکا از مواد سوخت و تولیدات مکرر آن اضافه شد این در حالی است که مصرف هفته وار این مواد به سبب اقدامات خانه نشینی به 25 درصد رسید.» (منبع: رأی الیوم 25 اپریل 2020م )

به این ترتیب گفته می‌توانیم که کاهش بی‌سابقه تقاضای جهانی نفت که به 30% و در حدود 30 ملیون بشکه نفت به طور روزانه رسیده همین مسأله سبب عمده کاهش پی‌درپی قیمت نفت شد؛ اما سیاست امریکا- سعودی جهت فشار آوردن بالای روسیه در زمان عادی قابل تطبیق بود؛ نه در زمان بحران تقاضای نفت.

چهارم: واقعیت چهارم که باید مورد شناسائی قرار گیرد این است که تمامی این موضوعات بر نفت تگزاس تأثیر نموده و ذخایر شهر اوکلاهما پرشده و دیگر جای ذخیره سازی وجود ندارد؛ مگر به قیمت بسیار بلند، برای آن تجار تلاش کردند که از چنین قراردادهای خود را خلاص کنند. بناءً بحران نفت غرب تگزاس یا "دوشنبه سیاه" 20 اپریل 2020م وقتی به کمتر از 37 دالر در هر بشکه رسید و تجار در این بخش خسارات فاحش را در امریکا بر داشتند، به وجود آمد؛ چیزی‌که حالت بازار نفت را به این حد رساند، عواملی بود که بیان کردیم، یعنی پرشدن ذخایر کوشینگ. وقتی ذخایر نزدیک به پرشدن رسید، این اقدامات نادری بود چون قیمت ذخیره‌سازی بالا است و دیگر این‌که فضای مصرف نفت به دلیل بسته شدن بازار اقتصاد نامعلوم بوده و قیمت ذخیره نمودن در ذخایر کوشینگ به شدت حرکت نموده و عاملی دیگری بود که بر حاملین قراردادهای ماه "می" فشار وارد کرد. به این دلیل تلاش کردند که از این قرار دادها خود را آزاد سازند و به هین دلیل قیمت نفت این قراردادها به 10 دالر و بعدا به پنج دالر سپس به زیر صفر رسید که این یک صورت مسخره دراماتیکی در قیمت نفت است؛ سپس قیمت زیر صفر باقی مانده تا آن‌که آخر نفت این قراردادها در ماه "می" منفی 37.6 رسید. این کاهش در وقتی صورت گرفت که حاملین این قرار داد‌ها و تجار این بخش سخت حیرت زده شدند.

به این ترتیب بحران "دوشنبه سیاه" 20 اپریل 2020م برای نفت غرب تگزاس بود، و این ها عواملی بودند که هم‌دست و یکجا شده تا این بحران را به وجود آورند. به این دلیل بحران نفت تگزاس به وجود آمده و خوش‌حالی‌های "ترامپ" به خاطر توافق "اوپک پلس" بین سعودی و روسیه هیچ فایده نکرد. وقتی‌که ترامپ به تاریخ 12 اپریل 2020م گفت: «به زودی این توافق صدهاهزار وظیفه را در بخش انرژی در ایالات متحدۀ امریکا به وجود خواهد آورد. می‌خواهم از پوتین رئیس جمهور روسیه و پادشاه سعودی سلمان بن عبدالعزیز تشکر کنم.» (منبع: CNN عربی 21 اپریل 2020م) پس خوشحالی‌های "ترامپ" از واقعیت موضوع به دور بود، زیرا سقوط این‌چنینی قیمت نفت ترس بزرگ در امریکا و تمام جهان ایجاد کرده و بحران اقتصادی را مخصوصاً در بخش انرژی که به عمیق ترین حالت خود رسیده و به صورت کلی قابل انفجار بود، ایجاد کرد؛ در حالی‌که می‌دانیم که نفت خام غرب تگزاس متوسط از چاه‌های نفت امریکا و اساساً استخراج آن از تگزاس، لویزینا، داکوتای شمالی می‌شود؛ سپس از طریق خط انابیب به کوشینگ، ولایت اوکلاهما آمده و داد وستد آن از طریق قراردادهای بعدی از طریق تگزاس وسیط از طریق بخش نیویورک تجارتی صورت می‌گیرد که ملک بخش شیکاگوی تجاری است.

پنجم: از جهت دیگر امریکا از آغاز بحران کرونا به چند راهکار روی آورد، راه حمایت، نجات و تحریک که این راهکارها به صورت تدریجی بوده و اولین راهکار آن کوچک و به ارزش 8.3 ملیارد دالر بود که این راهکار برای حمایت برنامه‌های صحی و مبارزه با کرونا در امریکا صورت گرفته است. بعد از آن که کرونا بخش‌های بیرون از صحت را مورد ضربه قرار داد «امریکا قیمت فائده‌اش را نزدیک به صفر کاهش داده و هم‌چنان برنامه‌های تشویقی به قیمت 700 ملیارد دالر به راه انداخت تا از این طریق از اقتصادش در برابر کرونا حمایت کند.» (منبع: بی بی سی 16 مارچ 2020م )

پس امریکا با واریز کردن سیل‌آسای دالر اقدام کرد تا کمبود دالر را جلوگیری کند و بعداً به تاریخ 27 مارچ 2020م دست به راهکار تشویقی اقدام نموده و به قیمت 2.2 تریلیون دالر به طور خیالی روی دست گرفت، که این بزرگترین راهکار در تاریخ امریکا بوده و بیشترین این بخش به خرید قرض‌های شرکت‌های اختصاص داده شد که این شرکت‌ها در لبه افلاس بودند و در جریان این راهکار«بانک احتیاطی فدرالی قبلا اعلام کرده بود که به زودی به ارزش مقدار 500 ملیارد دالر از چک‌های ذخیره خریداری نموده و به ارزش 200 ملیارد دالر از اوراق مالی حمایت شده توسط رهن املاکی خریداری می‌نماید؛ چنانچه بانک مرکزی امریکا از ایجاد برنامه‌های جدیدی خبر داد که به ارزش 300 ملیارد دالر در تمویل جدید برای تمویل جدید اعتبار صاحبان کار و مصرف کننده گان و شرکت‌ها فراهم می‌کند.» (منبع: تریدرس اب  24 مارچ 2020م) سپس حجم هزینه‌های صحی برای مصابین ویروس کرونا انتظار می‌رود که برای امریکا بسیار رنج‌آور باشد و در کنار آن شرکت‌های بیمه نیز به نابودی گرائید که این شرکت‌ها بی‌نهایت بزرگ بود. سپس امریکا از بحران شدید بیکاری نیز رنج می‌برد؛ چون در حدود 30 ملیون امریکائی وظایف‌شان را در همین واقعه کرونا از دست داده و شرکت‌هایی‌که این کارگران را توظیف می‌نمود، در وضع مالی نا امیدکننده قرار گرفته که بازگشت این تعداد بیکاران برکارهای شان به زودی ممکن نمی‌باشد. این رقمی است که تنها بر اشخاص اطلاق می‌گردد که خواهان کمک‌های مالی شده‌که تعداد این بیکاران از 22 ملیون امریکائی بیش‌تر است، اگر دولت همین راه نجات را پیش گیرد، به زودی پول امریکا شاهد شکستی خواهد بود که به آتش آن امریکا، دولت‌ها و ملت‌هایی‌که تعامل‌شان با دالر است، به آتش آن بسوزد.

ششم: واقعیت ششم که باید آن را شناخت این است که این بحران هرچند که بر امریکا سخت‌تر وارد شده اما دولت‌های دیگری را نیز در جهان گرفته است.

1-       اگر در مورد اروپا بگوئیم حال اروپا از قرین‌اش -امریکا- بهتر نیست؛ چون پیامدهای کرونا اساس سیاست اروپا را در کنار اقتصاد این کشور تهدید نموده و آنچه که از بحران این مرض در ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، آلمان و بریتانیا می‌بینیم، واضح است؛ چنانچه ماکرون رئیس جمهور فرانسه در یک کنفرانس مطبوعاتی از طریق تیلیفون به تاریخ 26 مارچ 2020م گفت: «شیوع ویروس کرونا پایه‌های اساسی تشکیلات ما را تهدید می‌کند.» او هم‌چنان افزود: «برنامه اروپا در خطر است... تهدیدی‌که به آن مواجه هستیم، از بین رفتن منطقه شینکانگ است.» (منبع: روسی الیوم 26 اپریل 2020م) میرکل صدر اعظم آلمان گفت: «از نظر من اتحادیه اروپا از زمان تأسیس‌اش تا اکنون امروزه به بزرگترین امتحان مواجه گردیده است... مهم این است که ما به صورت جمعی و به قوت کامل از بحران اقتصادی آن بیرون آئیم.» (منبع: رویترز 7 اپریل 2020م) هم‌چنان "پیدروسانشیز" نخست وزیر اسپانیا به تاریخ 5 اپریل 2020م گفت: «این واقعیت یک واقعیت استثنائی است که موقف‌گیری‌های ثابت را می‌طلبد که با آن مقابله می‌کنیم یا با این واقعیت پیش می‌رویم و یا این‌که از بین می‌رویم.» (منبع: فرانکفورتر آلمانی 5 اپریل 2020م) رهبران اروپا در نشست تاریخ 23 اپریل 2020م خود از طریق یک ویدیو توافق کردند که برای نجات شان در حدود 500 ملیارد یورو جمع کنند؛ اما جزئیات آن را ترک کردند. این رهبران در مورد تأسیس صندوق کمک‌ها و اصدار چک‌های مشترک کرونا تبادل نظر کردند، آلمان، هالند، نمساء و فنلند این چک‌ها را رد کرده و فکر ایجاد صندوق را موافقه نکردند در حالی‌که فرانسه، ایتالیا و اسپانیا این برنامه و پلان را حمایت کردند این ها دولت‌های اند که بیشتر آصیب دیدند اما آلمان می‌خواهد که یک مقدار قرض‌های را به اسم خودش بدهد تا این دولت‌ها شهرهای خودش بوده و برآن‌ها تسلط پیدا کند.

2- نسبت به چین باید گفت: بانک بین‌المللی هشدار داده است که پیامدهای اقتصادی جهانی ممکن است که سبب شکست و رشد اقتصادی چین و 2.3% نسبت به 6.1% در سال 2019م خواهد رسید. (صفحه آزاد امریکا 10 اپریل 2020م) این صفحه از مسول بانک مرکزی چین نقل قول نموده که وی گفته است: «او سفارش نموده نظر به حالت های و حشتناک که چین به آن مواجه است، پکین در این سال باید به هدف رشد اقتصادی مشخص نگردد.» هم‌چنان روزنامه "ایکونومیک دیلی" گفته که "ماجون" عضو کمیته سیاست پولی در بانک ملی چین را چنین نقل کرده است: «به راستی دشوار است که به رشد 6% رسید.» او هم‌چنان اضافه کرده است: «محدود کردن هدف بوده ممکن است تدابیر رسمی را برای تعامل پیامدهای ویروس محدود بسازد.»

3- اما نسبت به روسیه باید گفت که این کشور 60% بر صادرات نفت و گاز وابسته است؛ پس نفت به عنوان شاهرگ اقتصادی روسیه محسوب می‌گردد؛ پس روسیه از خساراتی‌که بروی وارد گردیده است و هم‌چنان "روبل" روسیه به بدترین حالت خود رسیده؛ در حدی‌که یک دالر امریکائی مساوی به 79 "روبل" روسی است، که این مبلغ در پی جنگ قیمت نفت بوده است. در گزارشی از خبرگزاری "رویترز" از وضعیت روسیه گزارش داده شده که یکی از بانک‌های روسیه نقل قول کرده است: «وقتی قیمت هر بشکه نفت زیر بیست دالر برسد، تولید محلی به صورت کلی به 15% تقلیل می‌یابد.»

هفتم: بدون شک مفاسد و خرابی‌های نظام سرمایه‌داری واضح شده، ناتوانی و بی‌نظمی‌های آن در تعامل با کرونا ظاهر گردید و هم‌چنان خودخواهی و بزرگ نمائی دولت‌های آن نمایان شد دولت‌هایی‌که ضربات شدیدی در روی زمین وارد کرده؛ اما حالا جز ایدولوژی اسلام اصیل دیگر ایدولوژی نمانده است. بناءً این یک مرحله جدید طلائی برای امت اسلامی است، اما افسوس که نظام‌های حاکم در سرزمین‌های اسلامی بسان عائق و مانع در برابر حرکت امت اسلامی است. این حکام بر دشمنی شان در برابر امت اسلامی و ارتباط‌شان با دولت‌های بزرگ استعماری اصرار دارند. امت مسلمه به رهبری مخلص نیاز دارد که مطابق به اسلام پاک و خالص آن را رهبری کند، شکی نیست امت می‌داند که حزب التحریر یگانه پیشوائی است که برای اهل خود دروغ نگفته؛ پس ما از شما امت می‌خواهیم که با حزب التحریر صادقانه کار کنید.

﴿وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾ [سوره حج: 40]

ترجمه: کسی‌که به نصرت دین الله (سبحانه وتعالی) برخیزد الله (سبحانه وتعالی) آن را یاری می‌رساند، بدون شک الله (سبحانه وتعالی) قوی و شکست ناپذیر است.

ای برادران! بدون شک این حوادث ثابت می‌سازد که موقف بین‌المللی بعد از کرونا مانند قبل‌اش نمی‌باشد. دولت‌هایی‌که خود را در روی زمین خدا دانسته و خلاف شریعت الله سبحانه وتعالی قوانین را وضع می‌نمودند و حق را باطل و باطل را حق می‌گردانیدند، این دولت‌ها ناتوانی شان در برابر مخلوق کوچکی‌که به چشم دیده نمی‌شود، واضح شد. این دولت‌ها در برابر این مخلوق ضعیف به پا در آمده که راه معالجه آن را ندانسته و نمی‌توانند که در برابر این مخلوق ضعیف استاده‌گی کنند. این دولت‌ها در تاریکی ظلم خودشان به زانو در آمدند، انگار که این قول الله سبحانه وتعالی این دولت‌ها را چلنج داده و هشدار می‌دهد:

﴿وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً﴾ [اسراء: 81]

ترجمه: بگو ای (رسول الله) حق آمده و باطل رفت، بدون شک باطل از بین رفتنی است.

این آیه مبارکه این دولت‌ها را هشدار می‌دهد که به زودی صبح خلافت از جدید طلوع خواهد کرد تا دنیا را روشن و خیر و برکت را در جهان گسترش دهد.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً﴾ [سوره اسراء: 51]

ترجمه: می‌گویند آن روز کی خواهد آمد؟ بگو آن روز نزدیک است!

عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

 

ادامه مطلب...

ای اهل مان در سودان شرقی و غربی، اسلحه‌تان را در زمین بگذارید و خون حرام(ممنوع) را نریزید، هم‌چنین درب‌های جهنم را بر روی نفس‌های‌تان مگشاید که در جریان ماه رمضان بسته اند

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

یک‌بار دیگر جنگ و قتال میان مسلمانان بنی عامر و النوبه در شهر کسلا در سودان شرقی شعله‌ور شد. طبق گزارش "سودان تریبیون، قربانیان این رویداد در نتیجه برخورد مسلحانه میان دو حزب به وجود آمده بود که باعث کشته شدن 10 تن و زخمی شدن ده‌ها تن شد. ماه‌ آگست/اوت گذشته شهر بندر سودان شاهد درگیری میان این دو قبایل بود، که در نتیجه ده‌ها انسان کشته، صدها نفر دیگر زخمی و خانه‌های بی‌شمار حریق داده شد و سرانجام با امضای یک توافقنامه صلح -میان‌شان- خاتمه یافت که این امر نیز پس از مدتی پایه‌دار نماند. دو روز قبل، رویدادهای مشابه‌ی در جنوب دارفور، میان قبایل الفلاة و الرزيقات، در مناطق خور شمام و قریه مرية به وقوع پیوست، که 20 تن به قتل رسید و تعداد دیگری مجروع شدند. 

جنگ و قتال در سودان شرقی و غربی میان قبایلی‌که مسلمانان هستند، یک امری‌ست که در اسلام حرام(ممنوع) قرار داده شده و این عمل یکی از عادات دوران جاهلیه(قبل از اسلام) می‌باشد؛ زیرا اسلام خون یک مسلمان را حرام قرار داده است، طوری‌که الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿ومَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً﴾ [نساء: 93]

ترجمه: ‏و كسی‌كه مؤمنی را از روی عمد بكشد، كيفر او دوزخ است و جاودانه در آنجا می‌ماند و الله(سبحانه‌وتعالی) بر او خشم می‌گيرد و او را از رحمت خود محروم می‌سازد و عذاب عظيمی براي وی تهيه می‌بيند.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درین خصوص تأکید ورزیده و فرمودند:

«لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ»

ترجمه: پس از من( پس از مرگم) کافر نشوید که گردن هم‌دیگر را بزنید.

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم همچنین فرمودند:

‏«إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِي النَّارِ»

ترجمه: هرگاه دو مسلمان با شمشیر در برابر هم‌دیگر قرار بگیرند، قاتل و مقتول (کسی‌که مى‌کشد و کسى‌که کشته مى‌شود) هردو در آتش جهنم خواهند بود.

ما در حزب التحریر-ولایه سودان تأکید می‌کنیم که ازسرگیری جنگ قبیله‌ای در نتیجه قطبیدگی سیاسی(political polarization) به وجود آمده که بر اساس "پایه‌های بغض‌آمیز قبیله‌ای" بنا شده است. ما هم‌چنین تأکید می‌ورزیم که در نبود دولت اسلامی و در موجودیت دولت‌های ملی در اراضی‌ مسلمانان تأثیر عمیقی بر آن‌چه داشته است که امروزه درین سرزمین جریان دارد؛ زیرا دولت ملی نقش مراقبت از امور مردم را در قالب یک امر واجب بازی نمی‌کنند، بناءً درگیری رخ می‌دهد و هرکه به قبیله خودش توسل می‌جوید و بعداً مصیبت رخ داده و در نهایت خون حرام(ممنوع) ریخته می‌شود و مردم مشغول فتنه جنگ و قتال می‌شوند.

از طریق این اعلامیه مطبوعاتی، ما از مردم مان در سودان به‌طور عام و از قبایل درگیر به‌طور خاص استیناف و درخواست می‌کنیم، که به نام اسلام عظیم و در این ماه مبارک که درب‌های آتش جهنم بسته اند و درب‌های جنت باز است تا اسلحه‌‌ بر زمین گذاشته و خون حرام(ممنوع) را نریزند و نه هم در فتنه جنگ مشغول شوند تا مبادا درب‌های بسته جنهم را درین ماه رمضان بر روی خودشان باز کنند. فلهذا همراه حزب التحریر هم‌دست شده و فعالیت کنید تا دولت قیمومیت/سرپرستی(الرعايه)، همانا خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت را تأسیس نماید تا شما در دنیا سعادت‌مندی و در آخرت کرامت حاصل کنید.

ابراهیم عثمان (ابو خلیل )

خنگویی رسمی حزب‌التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...

دموکراسی و جمهوریت برای چندمین‌ بار طوق رسوایی و ذلت را به گردن انداخت Featured

بعد از گذشت نزدیک به هفت ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و کشمکش‌های برخاسته از آن سرانجام این جنجال‌ها با امضای توافق‌نامۀ سیاسی میان اشرف‌غنی و عبدالله عبدالله و ایجاد حکومت مشارکتی ظاهراً به پایان رسید.

در پیوند به امضای این توافق‌نامه ذکر نکات ذیل مهم و ارزنده می‌باشد:

یکم: امضای این توافق‌نامه بعد از برگزاری انتخابات پُر مصرف و با تلفات بالای انسانی به این معناست که حق رأی و سهم مردم در تعیین رهبری حکومت شعارهای میان تهی اند که در نظام دموکراسی به خورد مردم داده می‌شوند. ولی در واقعیت رأی مردم هیچ ارزشی در این نظام ندارد، اگر می‌داشت نتیجه‌ی انتخابات 2014 و 2019 ریاست جمهوری با معامله‌گری و رسوایی به سرانجام نمی‌رسید. در واقع با گذشت هر روز دموکراسی، جمهوریت، انتخابات دموکراتیک و سایر ارزش‌های تحمیلی غربی در افغانستان رسواتر می‌گردند؛ و پیامد تطبیق آن نیز چیزی جز تفرقه و سردرگُمی بیشتر سیاسی نیست.

دوم: هر دو رهبر حکومت ـاشرف‌غنی و عبدالله عبدالله‌ـ به شدّت از سوی مردم افغانستان مطرود شده‌اند و جایگاهی در میان مردم ندارند. زیرا میزان اشتراک کمرنگ مردم در انتخابات 2019 گویای این واقعیت است. تمامی تلاش این هر دو باقی ماندن در قدرت و تأمین منفعت شخصی و تیمی شان است. این سران حکومت فاقد ارزش و معامله‌گران سیاسی اند که از مردم منحیث پله‌ای برای رسیدن به قدرت و حفظ قدرت استفاده می‌کنند و ارزشی به آن‌ها قایل نیستند. اگر یکی از این کاندیدان با آرای واقعی مردم برنده انتخابات شده‌اند، چرا از رأی مردم دفاع نمی‌کنند که تن به معامله داده‌اند؟ این مسئله ثابت می‌سازد که دموکراسی تنها یک ارزش را می‌شناسد و آن هم منفعت است و بس.

سوم: توافق‌نامه سیاسی فعلی همانند توافق‌نامه 2014 با فشار و تهدید امریکا و اروپا از سوی این دو رهبر به امضاء رسید. امریکا در وهله‌ی اول بحران انتخاباتی را ایجاد کرد و بعد در نقش میانجی داخل قضیه شده و با فشار و تهدید رهبران افغان را وادار به تقسیم قدرت نمود. این واقعیت به صراحت ثابت می‌سازد که امریکا در افغانستان به دنبال یک حکومت با ثبات نیست، بلکه یک حکومت شکننده و مزدور را ترجیح می‌دهد تا از آن در بازی‌های چندگانه سیاسی استفاده کند به خصوص در هنگامی که گفت‌وگوهای بین‌الافغانی با طالبان قدم بعدی خوانده می‌شود.

در اخیر مردم مسلمان و مجاهد افغانستان از رسوایی انتخابات دموکراتیک درس عبرت گرفته باشند که پروسه‌های غربی بحران و بی‌ثباتی سیاسی را در افغانستان رقم می‌زند و تنها راه ثبات و سلامتی چنگ زدن به مفکوره‌ها و ارزش‌های سیاسی اسلام است که می‌تواند نقطه‌ی پایان به این بحران‌ها و فجایع باشد. 

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌عليكم‌ورحمت‌الله‌وبركاته!

پیرامون دوقلوهای به هم چسپیده پرسشی دارم که امیدوارم پاسخ دهید. اسلام پیرامون دوقلوهای به هم چسپیده چه حکم دارد؟

سپاس از توجه نیک‌‌تان!

پاسخ

وعليكم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبركاته!

در ارتباط موضوع دوقلو‌های به هم چسپیده از این‌که واقعیت چنین اطفال باهم فرق دارند، از این جهت احکام متعدد پیرامون چنین مسأله وجود دارد. بدین اساس انواع اطفال چسپیده قرار ذیل است:

چسپیده با دوبغل، چسپیده با کمر، چسپیده با سر، چسپیده با مقعد، چسپیده با شکم  و یا هم اجزای طفیلی باهم چسپیده می‌گویند به این معنی طفلی‌که از خود اجزای زاید یا تنه اضافی و یا اعضای اضافی غیرضروری داشته باشد.

به هرصورت، فهم واقعیت اطفال باهم چسپیده واضح خواهد ساخت که دوگانه‌های چسپیده حکم یک شخص را دارد یا دوشخص و یا هم چیزی دیگری. بدین اساس تمام حالات دوقلو‌های چسپیده درست فهم گردد؛ چنان‌چه در عصر کنونی دست‌رسی به این امر آسان است؛ نه این‌که  بالای همه‌ای حالات یک حکم داده شود؛ بلکه هرکدام احکام جداگانه‌ای دارند.

بدون شک که دوقلو‌های باهم چسپیده به نام دوقلوهای چسپیده سیامی [منسوب به یکی از شهرهای تایلند است و اولین دوقلوهای چسپیده بودند که از تمام جهت شخصیت جداگانه بودند] یاد می‌گردد که این چنین اطفال خیلی نادر می‌باشند. وقتی‌که آمارگیری گردید از هر پنجاه‌هزار و یا هم از هر صدهزار ولادت یک‌نفر با چنین حالتی تولد می‌‍شود. بیش‌تر آن‌ها در رحم مادر و یا هم بعد از تولد وفات می‌کند.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: محمد حبیبی

ادامه مطلب...

رستگاری یافت اگر صادق باشد

(ترجمه)

حدیثی از طلحه بن عبیدالله، وی گفت: شخصی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد که وی ژولیده موی از اهل نجد بود و صدایش مانند صدایی زنبور که تفکیک نمی‌شد، به گوش می‏رسید؛ تااین‌که نزدیک شد. وقتی پیش آمد از رسول الله صلی الله علیه و سلم دربارۀ اسلام پرسید. رسول الله صلی الله علیه و سلم جواب دادند: «پنج وقت نماز در یک شبانه روز» پرسید آیا نمازی دیگری هم بر من لازم است؟ جواب دادند: نخیر؛ مگر این‏که نماز نفل بخوانی. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «و روزۀ ماه مبارک رمضان است.» آن مرد گفت: آیا روزۀ دیگری هم بر من است؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: نخیر؛ مگر این‏که روزۀ نفلی بگیری. پیامبر صلی الله علیه و سلم موضوع زکات را نیز تذکر داد. باز پرسید: آیا صدقۀ دیگری هم بر من لازم است؟ فرمود: نه؛ مگر این‏که صدقه نفلی بدهی. راوی می‏گوید: مرد نجدی بازگشت درحالی‌که قسم یاد کرد؛ قسم به الله که نه چیزی بر این می‏افزایم و نه از آن می‏کاهم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: رستگاری یافت؛ اگر صادق باشد. (اخرجه البخاری)

عده‌ای از این روایت چنین استدلال می‏کنند که شخصی هر قدر گناه و معصیتی‌که مرتکب شود اگر نماز بخواند، روزه بگیرد و زکات بدهد وارد بهشت می‏شود. جواب بر این استدلال این است که روایت مذکور بر این امر دلالت نمی‏کند؛ چرا که این حدیث به روایات متعدد آمده است و با گرفتن یک روایت نمی‏شود که روایات صحیح دیگر را نادیده گرفت، لازم است تا هنگام تفسیر و توضیح یک حدیث به تمام روایات آن دست‌رسی علمی داشته باشیم و برای درک مطلب به گفته‏های اهل علم و شارحین حدیث رجوع نماییم. اهل علم و شارحین حدیث این‏گونه این حدیث را بیان نموده و به تعارضش جواب داده‌اند تا نیاز و عطش کسانی‏که خواهان حق هستند را برطرف نمایند.

امام نووی رحمه الله در شرح این حدیث چنین گفته است: فرضاً اگر چنین باشد؛ پس چگونه گفته است که نه چیزی می‏افزایم و نه چیزی می‏کاهم؛ درحالی‌که در این حدیث از دیگر واجبات، امور منع شده شریعت و مندوبات ذکری نیامده است؟ پس جواب بر این تعارض چنین است که این روایت در صحیح‌البخاری آمده است و در آخر روایت، اضافاتی است که هدف از حدیث را واضح می‏سازد. راوی گفت: پیامبر صلی الله علیه و سلم مردی نجدی را از احکامات اسلام آگاه ساخته و بعداً آن مرد نجدی بازگشت؛ درحالی‌که می‏گفت قسم است به الله که نه چیزی بر آن می‏افزایم و نه چیزی می‏کاهم، از آن چه الله سبحانه و تعالی بر من لازم گردانیده است. پس با عمومیت احکام و سخنش؛ یعنی آن چه که الله سبحانه و تعالی بر من لازم گردانیده، تعارض و اشکال فرایض را برطرف می‌کند.

پس روایت فوق واضح می‏سازد که این حدیث به این معنی نیست که فرد رستگار و کامیاب است هرچند معصیت و گناه را مرتکب شود و مطمئناً که بزرگان صحابه بر تمام فرایض مواظبت می‏نمودند و در این حال نیز الله سبحانه و تعالی آن‏ها را از حبط شدن و هدر رفتن اعمال‌شان با انجام معصیت و گناه هشدارشان داده است؛ مانند: بلند کردن صدا در پیشگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم؛ چنان‏چه الله سبحانه و تعالی فرموده است:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ﴾ (الحجرات: 2)

ترجمه: ای کسانی‏که ایمان آورده‌اید، صدای‌تان را بر صدای نبی بلند نکنید و با او با آواز بلند سخن نگویید؛ آن‏گونه که برخی شما با برخی دیگرتان بلند سخن می‏گوئید، مبادا که ندانسته اعمال نیک‌تان را هدر دهید.

حتی مبشرین (بشارت یافته‌گان) صحابه نیز بر خود ترس داشتند که مبادا نیکی‌های‌شان به سبب معاصی و گناه به هدر رفته و وارد دوزخ شوند.

ادامه مطلب...

دزدی در روز روشن توسط "تولیدکنندگان مستقل انرژی(IPPs)"، چهره حقیقی دموکراسی را در پاکستان بی‌نقاب نمود

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

وام‎های چرخه‌ای انرژی برق پاکستان با نزدیک شدن به دو تریلیون روپیه و همراه با پرداخت سود ۲.۸ تریلیون روپیه، ستون‎فقرات کل اقتصاد این کشور را شکسته و فلج کرده‌است. رژیم باجوا–عمران، اکنون مجبور به مذاکرۀ مجدد در مورد موافقت‎نامه‎های بخش انرژی شده‌است. این توافق‎نامه‎ها به پرداخت سالانه ۵۷۰ میلیارد روپیه به تولید کنندگان مستقل برق (IPP) به عنوان "هزینه ظرفیت" منجر می‌شود، که حتی بدون نیاز به تولید یک واحد برق پرداخت می‌شود.

شانزده شرکت تولید کنندۀ مستقل برق تنها با سرمایه‌گذاری ۵۰ میلیارد روپیه، ۴۱۵ میلیارد روپیه درآمد کرده‌اند. روی این ملحوظ، بسیاری از این‌گونه شرکت‎ها سالانه ۵۰ تا ۸۰ درصد مفاد حاصل می‌کنند، یعن فقط طی ۱۸ ماه سرمایۀ شان دو ‎برابر می‎شود. حتی در توافق‌نامه‌هایی که کاملاً قانونی استند نیز شاهد غارت‌گری از جانب این شرکت‌ها استیم. ناگفته نماند که این سناریو در کشوری اتفاق می‎افتد که بودجه سالانۀ توسعۀ مالی سال جاری آن فقط ۴۸۰ میلیارد روپیه می‌باشد.

چگونه چنین توافق‎نامه‎هایی در وهلۀ اول به امضا می‎رسند؟ چه کسی به حکام اجازه داده‌است تا چنین توافق‎نامه‎های استثماری را امضاء و دروازه‌های "قانونی" سرقت‎ در روز روشن را باز کنند؟ جواب ساده است: دموکراسی! دموكراسی قوانين را به آن‌چه الله سبحانه وتعالی در قرآن كريم نازل كرده‌است و سنت پيامبر اكرم صلی الله عليه و سلم محدود نمی‎كند. در عوض، دموکراسی حاکمیت را به پارلمان اعطاء می‎کند و به اعضای خود اجازۀ تصویب هرگونه قانون و سیاستی را که در نظرشان مناسب آید می‌دهد. بنابراین، بر خلاف قوانین شریعت، در دهه نود میلادی بخش تولید انرژی برق به حکم دیوان مووسسات مالی جهانی، به بخش خصوصی  این کشور واگذار شد. از آن زمان، تریلیون‎ها روپیه از درآمد پاک توده مردم در سه دهۀ گذشته غارت شده‌است تا جیب‎ها و خزانه‎های چند سرمایه‎دار محدود را پر شود. خواه این سیاست‎های انرژی‎ برق سال ۲۰۰۲ م باشد یا نیروگاه‎هایی‌که در سال ۲۰۱۳ – ۲۰۱۵ م راه‌اندازی شده‌است، یک مسئلۀ مشترک در همه‎ی سیاست‌ها به چشم می‌خورد، که آن هم غارت مردم عام بهر تأمین منافع سرمایه‎داران می‌باشد. در حقیقت، دموکراسی پوشش فریبنده‌ای برای به یغما بردن و چپاول کردن توسط گروهی منتخب از سرمایه داران است.

در چنین توافقاتی، نه‎تنها دولت در برابر نوسانات قیمت نفت از سرمایه‎دارن محافظت کرده، بلکه ضمانت‎های مستقل برای پرداخت دالر به سرمایه‌گذاران جهانی را نیز فراهم آورده‎است. در این موافقت‎نامه در تضمین مصارف ظرفیت سرمایه‎گذاری موعودی، بازپرداخت وام‎ها/قرضه‎های بانکی و هم‌چنین تأمین هزینه‎های عملیاتی وعده شده‎است. بنا‎براین، عجیب است که دو سوم این صورت‌حساب مصارف آن را شامل می‎شود. اکنون این مبلغ قابل‎تأدیه، همراه با سایر مصارف از جمله مفاد مرکب، رقمی حدود ۲۰۰۰ میلیارد روپیه را روی دست می‎گذارد.

پیگیری کورکورانۀ نظام سرمایه‎داری باعث بدبختی میلیون‌ها فقیر شده‎است. نظام سرمایه‎داری مالکیت خصوصی صنایع بزرگ ازجمله؛ انرژی برق، ارتباطات راه‎دور و سایر پروژه‎های زیرساختی را تصاحب می‎کند. بنابراین، سرنوشت تریلیون‎ها روپیه درآمدی را که می‎توان با آن در مراقبت و خدمات‌رسانی به تودۀ مردم به کار‎برده شود، سرمایه عظیمی را به جیب‎های ابر سرمایه‎دارها سرازیر می‎کند. این چه نوع نظام اقتصادی است که در آن مفاد برای سرمایه‎داران، اما بار ‎سنگین ضرر آن روی دوش دولت و مردم عام است، طوری‌که قرضه‎های چرخه‌ای و طویل‎المدت را به بار می‎آورد؟ به راستی، دسترسی سرمایه‎داری به مالکیت‎های خصوصی، منابع عمومی و صنایع بزرگ حیاتی، پرده از رازی افشاء شده برمی‎دارد که ابزاری بیش برای غارت عامۀ مردم نیست. رسول الله صلی الله علیه و سلم ۱۴۰۰ سال قبل برای مسلمین چنین فرمودند:

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِی ثَلَاثٍ ؛ الْمَاءِ وَالْكَلَإِ وَالنَّارِ» (رواه أحمد)

ترجمه: مسلمانان در سه چیز شریک اند: آب، چراگاه و آتش.

اسلام قضیه گزاف بودن قیمت انرژی و قرضه‎های چرخه‌ای را از ریشه حل کرده‎است. در اسلام خصوصی‎سازی منابع انرژی، تأسیسات تولید انرژی و شرکت‎های توزیع انژی حرام است. همۀ این‌ها از جمله ملکیت‎های عامه است و دولت به نمایندگی از مردم مستقیماً بر آن‌ها نظارت می‎کند، ازین رو درآمدهای حاصل‎شده از آن‌ها مصرف مردم می‎شود. بنابراین، مفاد شرکت‌های نفت و گاز در استخراج و تولید، انتقال و توزیع و هم‌چنین مفاد حاصل شده از سرمایه‎گذاری صنایع‎بزرگ همه به خزانۀ دولت خواهد رفت. این شعار دموکراسی است، چنان‌که این بودجه مستقیماً به جیب بخش خصوصی می‌رود. دولت‎خلافت قطع‌نامه وام‎ها/قرضه‎ها و سرمایه‎گذاری‎های مبتنی بر سود را رد می‎کند، زیرا با این کار میلیارد‎ها روپیه از مفاد بخش انرژی برق به بانک‎ها می‌رود و به عنوان مفاد سودی پس‌انداز می‎شود. اکنون، اگر بخش خصوصی بر کنترل منابع، تولید و توزیع انرژی حاکمیت نمی‌داشت، بار‎ سنگین بدهی/قرضه‎های چرخه‌ای ۲۰۰۰ میلیارد روپیه که توسط سرمایه‎داران ادعا شده‌است هرگز بر روی دوش خزانۀ دولت تحمیل نمی‌شد.

به راستی، که با احیاء دوباره نظام‎خلافت نه تنها امت به سوی رضایت الله سبحانه وتعالی سوق داده می‎شود، بلکه به دلیل اجرای نظام اقتصادی اسلام، دوره جدیدی از درخشندگی را به وجود می‎آورد؛ و این باعث می‎شود درآمد حاصل از ملکیت‎های عامه فقط برای مردم به مصرف برسد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

 امیر دانشمند ما، السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته! الله متعال پیروزی را به واسطۀ شما نصیب گرداند.

در کتاب «الأموال» در مبحث «جریمه‌های نقدی» صفحۀ (123-124) چنین آمده است: «و هم‌چنان از مانع زکات شطر از مالش (نصف مالش) را به اضافۀ زکات واجبی جهت تعزیر اخذ نمود، ابو داود و احمد از نبی -صلی الله علیه وسلم- روایت می‌کنند که: ...و کسی‌که آن (زکات) ‌را منع می‌کند، من آن‌ ونصف از مالش را می‌ستانم.»

از چیزی‌که این‌جا نقل شده، معلوم می‌گردد که [در این مسأله] تبنی همان گرفتن جریمه به عنوان جزا و تعزیر از مانع زکات می‌باشد، با وجود اختلافات زیادی‌که میان فقها در مشروعیت آن وجود دارد؛ اما من علاقمند توضیح این مسأله می‌باشم که عبارت است از:

حدیثی‌که از لحاظ سند و متن کاملاً بدان استدلال صورت گرفته باشد، نیافتم. من پیرامون این مسأله تحقیق زیادی نمودم؛ اما به جز یک حدیث چیزی دیگری پیدا ننمودم. در مورد بهز بن حكيم او از پدرش و او از بابایش مرفوعاً روایت کرده است:

«في كل إبل سائمة في كل أربعين ابنة لبون لا تفرق إبل عن حسابها، من أعطاها مؤتجرا فله أجرها ومن منعها فإنا آخذوها منه وشطر إبله عزمة من عزمات ربنا جل وعز لا يحل لآل محمد منها شيء»

(رواه أحمد)

ترجمه: بهز بن حکیم از پدرش به گونۀ مرفوع روایت می‌کند که: از چهل شتر سائمه (در اصطلاح فقها سائمه به شتری گفته می‌شود که طبق عادت به چراگاه رود)، یک بنت لبون (شتر ماده‌ای که دو سال را تمام کرده و وراد سال سوم شده باشد) زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام زکات] از هم جدا کنند. هرکسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خودداری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد -صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست. (این حدیث را احمد روایت نموده است)

در سنن ابی‌داود از بهز بن حکیم از پدرش و از جدش و او از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده گفت:


«في كل سائمة إبل في أربعين بنت لبون ولا يفرق إبل عن حسابها من أعطاها مؤتجرا قال ابن العلاء مؤتجرا بها فله أجرها ومن منعها فإنا آخذوها وشطر ماله عزمة من عزمات ربنا عز وجل ليس لآل محمد منها شيء»
أما بلفظ "فأنا آخذها وشطر ماله" فلم أجدها

ترجمه: در سنن ابوداود از بهز بن حکیم از پدرش که وی از پدر کلانش روایت کرده، آمده است که رسول الله -صلی الله علیه وسلم- فرمود: از چهل شتر سائمه یک بنت لبون زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام ادای زکات] از هم جدا کنند. کسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خود داری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد -صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست.

مگر من این حدیث را به لفظ: «فأنا آخذها وشطر ماله» پیدا ننمودم.

1- مراد از شطر مالش چیست؟ آیا آن نصف همۀ اموال‌اش می‌باشد؟ یا نصف مالی‌که از پرداخت زکات‌اش امتناع ورزیده است؟ یا نصف آن اموالی‌که باید به عنوان زکات بپردازد؟ یا این‌که مطابق به آن‌چه که بعضی‌ها می‌گویند، مراد از آن این است که باید مال‌اش دو تقسیم گردد؛ سپس صدقه گیرنده به عنوان جزا یکی از بهترین قسمت را انتخاب می‌کند؟

الله متعال برای‌تان برکت نصیب فرموده و جزای خیرتان دهد.

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

در رابطه به این حدیث: «فإنا آخذوها وشطر ماله»؛ یعنی ما آن "زکات" و نصف از مال‌اش را می‌ستانیم، که شما یادآوری کردید:

1- ابوداود از بهز بن حکیم وی از پدرش و وی از پدرکلانش روایت می‌کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«فِي كُلِّ سَائِمَةِ إِبِلٍ فِي أَرْبَعِينَ بِنْتُ لَبُونٍ، وَلَا يُفَرَّقُ إِبِلٌ عَنْ حِسَابِهَا مَنْ أَعْطَاهَا مُؤْتَجِرًا - قَالَ ابْنُ الْعَلَاءِ مُؤْتَجِرًا بِهَا - فَلَهُ أَجْرُهَا، وَمَنْ مَنَعَهَا فَإِنَّا آخِذُوهَا وَشَطْرَ مَالِهِ، عَزْمَةً مِنْ عَزَمَاتِ رَبِّنَا عَزَّ وَجَلَّ، لَيْسَ لِآلِ مُحَمَّدٍ مِنْهَا شَيْءٌ»

ترجمه: از چهل شتر سائمه یک بنت لبون زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام ادای زکات] از هم جدا کنند. کسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خودداری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد –صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست.

2- احمد و نسائی چنین روایت کرده است که روایت احمد از بهز بن حکیم از پدرش و از جدش روایت نموده گفت از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که گفت:

«فِي كُلِّ إِبِلٍ سَائِمَةٍ. فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ ابْنَةُ لَبُونٍ. لَا تُفَرَّقُ إِبِلٌ عَنْ حِسَابِهَا. مَنْ أَعْطَاهَا مُؤْتَجِرًا فَلَهُ أَجْرُهَا، وَمَنْ مَنَعَهَا فَإِنَّا آخِذُوهَا مِنْهُ وَشَطْرَ إِبِلِهِ عَزْمَةً مِنْ عَزَمَاتِ رَبِّنَا لَا يَحِلُّ لِآلِ مُحَمَّدٍ مِنْهَا شَيْءٌ»

ترجمه: از چهل شتر سائمه یک بنت لبون زکات واجب است و دو نفر شریک نباید شتران‌شان را [هنگام ادای زکات] از هم جدا کنند. کسی‌که زکات‌اش را به منظور دریافت پاداش پرداخت نماید، پاداشش را خواهد گرفت و کسی‌که از پرداخت آن خودداری کرد، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم می‌گیریم که این حقی از حقوق واجب الله متعال بوده و برای خانوادۀ محمد -صلی الله علیه وسلم- چیزی از آن حلال نیست.

علماء در فهم حدیث اختلاف دارند:

بعضی از آنان ادعای منسوخ بودن حدیث را دارند و می‌گویند که به جز زکات چیزی دیگری گرفته نمی‌شود و بعضی دیگر آنان می‌گویند که راویت (شطر) این‌جا به سکون «طا» نیست؛ بلکه به صیغۀ مجهول «شُطِرَ» می‌باشد؛ یعنی مال‌اش دو قسمت شده و مسوول جمع‌آوری زکات یکی از دو قسمت را می‌گیرد. بعضی می‌گویند که راوی این‌جا دچار توهم شده است و حدیث این‌گونه می‌باشد: «فإنا آخذوها من شطر ماله»؛ یعنی ما از شطر (نصف) مال‌اش می‌گیرم. یا «من شطر إبله»؛ یعنی از نصف شتران‌اش می‌گیرم... .

قول راجح در این مسأله نزد من همان است که نقل می‌گردد:

ا- در رابطه به این‌که کلمۀ «شُطِرَ» مجهول آمده یا موضوع توهم راوی و موضوع منسوخ شدن حدیث، باید گفت که من این همه را چنین بعید می‌دانم.

در تمام روایات معتبر حدیث «شطر» مجهول ذکر نگردیده است. در مورد توهم راوی باید تذکر داد که روایت به این‌گونه: «فإنا آخذوها منه شطر ماله» وارد نشده است که گفته شود «هاء» در «منه» توهم راوی را بیان می‌کند؛ با وجودی‌که این‌جا توهمی وجود ندارد؛ چون از یک راوی آگاه به زبان عربی، بعید می‌باشد که بگوید: «منه شطر ماله»؛ پس چگونه بعد از (منه) حرف (واو) می‌آید که گفته شود که وی در لفظ «منه و شطر» به جای «من شطر» دچار توهم شده است؟! [صحت] این رای بعید به نظر می‌رسد.

این در رابطه به صیغه مجهول و توهم بود؛ اما منسوخ بودن حدیث نیز به دور از حقیقت می‌باشد؛ چون تاریخ حدیث دقیق معلوم نبوده؛ پس دلیل منسوخ بودن نزد این گروه واضح نمی‌باشد. یکی از قرائن دیگر بر رد این ادعا چنین است که دلایل عام زکات دلیل خاصی را که جهت جزا برای مانع زکات است، منسوخ نمی‌کند...

ب- قول راجح نزد من حدیث اول «فإنّا آخذوها وشطر ماله» می‌باشد؛ چون این حدیث گرفتن به زور زکات را از مانع آن افاده می‌کند و نصف مال آن به عنوان جریمه گرفته می‌شود. امکان دارد هدف حدیث این باشد که نصف تمام اموال‌اش اخذ گردد؛ یعنی زکاتِ اموالی‌که بالای آن زکات است و یا نصف اموال دیگر وی؛ از قبیل: طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند، گندم، جو، خرما، کشمش و دیگر کالای تجاریی که به حد نصاب زکات نرسیده باشد.

ج- حدیث دیگر «فإنّا آخذوها منه وشطر إبله»، بعد از یادآوری زکات شتر «في کلّ إبل سائمة...»، بدین معناست که نصف مال به اضافه شترانی‌که در اختیار دارد؛ یعنی زکات شتر و نصف شتران وی گرفته می‌شود. به سخن واضح‌تر دیگر اگر نزد وی چهل شتر سائمه وجود داشته باشد، زکات آن یک (بنت لبون) بوده، سپس به عنوان جریمه نصف چهل شتر دیگر از وی گرفته می‌شود.

د- حدیث دومی تخصیص‌دهندۀ حدیث نخست که قبلاً تذکر یافت، می‌باشد؛ یعنی نصف تمام اموال‌اش نه؛ بلکه نصف مالی‌که زکات‌اش پرداخته شده است، مورد جریمه قرار می‌گیرد.

ه- در مورد این‌که آیا مدلول «شطر» نصف مال است و یا قسمتی از آن؟ در لغت نامۀ «المحیط» آمده است که: (الشطر: نصف الشيء وجزؤه)؛ یعنی شطر به معنای نصف و قسمتی از شی می‌باشد. بناءً این مسأله در رابطه به مانع زکات، به تبنی خلیفه واگذار می‌شود، خلیفه به عنوان جریمه‌ای نپرداختن زکات، زکات وی را با نصف از مالی‌که زکات‌اش را پرداخته است و یا هم زکات و قسمتی از مالی‌که زکات‌اش پرداخته شده است، را می‌ستاند. ولی من تمایل به اخذ نصف اموال را داردم؛ چون این یک جریمه است و در جریمه معنای جزا و شدت نهفته است... الله متعال بهتر می‌داند و وی بهترین حکم‌کننده است.

برای فهم و آگاهی، این موضوع را در «دلایل جریمه‌ها» ذکر نمودیم؛ یعنی نصف مال‌اش را که جریمه می‌باشد، می ستانیم؛ همان‌گونه که این موضوع در «کتاب اموال» و کتاب «نظام عقوبات» بیان شده است.

برادرتان عطاء بن خلیل أبوالرشته

مترجم: عمر موحد

 

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه