- مطابق
جوابِ سوال: قلب به معنای عقل
(ترجمه)
به جواب محمد امین
سوال:
السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!
امیر محترم ما، میخواهم سوال ذیل را مطرح کنم: در قرآن کریم و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم، واژههای «قلب» و «قلوب» بارها در ارتباط با عمل تفکر و اندیشیدن بهکار رفتهاند به گونۀ مثال الله سبحانه و تعالی میفرماید:
﴿أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا﴾ [حج: 46]
ترجمه: آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؟
چرا چنین است؟ مگر مرکز تفکر، مغز همراه با واقعیتهایی که از طریق حواس درک میشوند نیست، چنانکه ما در حزب آموختهایم؟ در واقع، این موضوع از نظر علمی نیز ثابت شده است. بنابراین، واژههای «قلب» و «قلوب» را در ارتباط با فرایند تفکر چگونه باید فهمید؟
از اینکه برای پاسخگویی به پرسش من وقت میگذارید، الله سبحانه و تعالی به شما جزای خیر عطا فرماید!
جواب:
وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته!
واژۀ «قلب» در اصل به همان عضو شناختهشدهای اطلاق میشود که در بدن انسان قرار دارد... اما این تنها معنای این واژه نیست؛ بلکه «قلب» به معانی دیگری نیز بهکار میرود که یکی از آنها عقل است. این معنا از قرینهها و سیاق سخن فهمیده میشود.
۱. در «لسان العرب» اثر ابن منظور افریقی مصری آمده است: «قلب، پارۀگوشتی از فؤاد است که به رگ بزرگ قلب آویخته است. ابنسیده میگوید: قلب همان فؤاد است و واژهای مذکر میباشد؛ لحیانی نیز صراحتاً چنین گفته است؛ جمع آن «أَقْلُب» و «قُلوب» است که صورت نخست از لحیانی نقل شده است.
در مورد این سخن الله سبحانه و تعالی:
﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ﴾ [شعراء: 193]
ترجمه: روح الامین آن را نازل کرده است.
زجاج گفته است: معنای آن این است که جبرئیل علیهالسلام آن را بر تو نازل کرد، سپس قلب تو آن را فرا گرفت و در آن استوار گردید؛ بهگونهای که هرگز آن را فراموش نمیکنی.
گاهی نیز واژۀ «قلب» به معنای عقل بهکار میرود. فرّاء در مورد این سخن الله سبحانه و تعالی:
﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ﴾ [ق: 37]
ترجمه: در این تذکّری است برای آن کس که عقل دارد.
گفته است: یعنی برای کسی که عقل داشته باشد. فرّاء میگوید: در زبان عربی جایز است که گفته شود: «ما لَكَ قَلْبٌ؟»؛ یعنی چرا عقل نداری؟ یا گفته شود: «ما قَلْبُكَ مَعَكَ»؛ یعنی عقل تو با تو نیست، همچنین میگویند: «أَيْنَ ذَهَبَ قَلْبُكَ؟»؛ یعنی عقل تو کجا رفته است؟ دیگری گفته است: منظور از ﴿لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ﴾ کسی است که دارای فهم و تدبر باشد. همچنین از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده است که فرمودند:
«أَتَاكُمْ أَهْلُ الْيَمَنِ، هُمْ أَرَقُّ قُلُوباً وَأَلْيَنُ أَفْئِدَةً»
ترجمه: مردم یمن نزد شما آمدهاند؛ آنان دلهایی نرمتر و فؤادهایی لطیفتر دارند.
در این حدیث، «قلوب» به رقت و «افئده» به نرمی توصیف شدهاند؛ و چنین به نظر میرسد که واژۀ «قلب» از لحاظ کاربرد، معنایی خاصتر از «فؤاد» دارد...»
۲. در کتاب «الصحاح فی اللغة» اثر جوهری آمده است: «قلب، همان فؤاد است و گاهی به معنای عقل نیز بهکار میرود. فرّاء دربارۀ این سخن الله سبحانه و تعالی:
﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ﴾ [ق: 37]
ترجمه: در این تذکّری است برای آن کس که عقل دارد.
گفته است: یعنی کسی که عقل داشته باشد...»
۳. در «القاموس المحیط» اثر فیروزآبادی آمده است: «قَلَبَهُ يَقْلِبُهُ؛ یعنی آن را از جهت و حالت خود برگرداند؛ مانند «أَقْلَبَهُ» و «قَلَّبَهُ». همچنین به معنای اصابت به فؤاد نیز آمده است و هنگامی که دربارۀ چیزی گفته شود «قَلَبَهُ»، یعنی آن را پشتورو و از یک جانب به جانب دیگر گرداند... «قلب» به معنای فؤاد، یا معنایی خاصتر از آن و نیز به معنای عقل و خالص و جوهر هر چیز آمده است... و با ضمه «قُلب»، به معنای دستبند زن و نیز مار سفید بهکار رفته است...»
امیدوارم همین مقدار کافی باشد و الله سبحانه و تعالی داناتر و حکیمتر است.
برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته
۳۰ صفر ۱۴۴۸هـ.ق.
برابر با ۱۳ آگست ۲۰۲۶م.
مترجم: مصطفی اسلام



